سلفی نمایندگان مجلس با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خانم موگرینی هم فال بود هم تماشا. هیچ کس باور نمی کرد که بیش از خود مراسم تحلیف این سلفی بازی مورد توجه قرار بگیرد و حواشی آن تمام تحلیف را تحت الشعاع خود قرار دهد.

حال چه بگوییم؟ لعن و نفرین بفرستیم و بازی هشتک راه بیاندازیم که سلفی حقارت بود یا سلفی عزت؟ بعدش چه کنیم؟ برویم نماینده مجلس را در گوشه رینگ برده و حسابش را کف دستش بگذاریم؟ و دست آخر کاری کنیم که حضرات به ندامت بیافتند و شعار « مرگ بر اروپا » هم سر بدهند تا برخی ها دست از سرشان بردارند؟

در اینکه قباحت این امر چه میزان بوده جای شک و تردید نیست اما خوبست به خودمان هم بنگریم که این نمایندگان را ما راهی مجلس کردیم. این همان مجلسی است که قرار بوده « عصاره فضایل یک ملت » باشد. اما ما بر چه اساس و با چه معیاری وکلای ملت را برگزیدیم؟ ای کاش داستان فقط دعوای یک سلفی گرفتن بود ،‌ چرا که با یک عذرخواهی هم شاید بر زخم رای دهندگان کمی التیام می بخشید. اما موضوع فراتر از اینهاست. باید به خود آئیم. به جای پررنگ کردن این حاشیه ها و دمیدن بر آتش این ندانم کاری ها ،‌ بنگریم که ما چه سهمی داریم و زین پس چه باید کرد و چگونه منتخب مردم را بر کرسی نمایندگی بنشانیم.

هر چه باشد این را به پای کل نظام می نویسند و تر و خشک با هم سوخته ایم ،‌ پس خردمندانه بیاندیشیم که انتخاب ها مهم هستند و این جا دیگر همه در یک کشتی نشسته ایم که با تکانه های یک «سلفی»‌ در سراشیب سقوط اعتبارمان را می بازیم و آنوقت می توان گفت که «‌از ماست که برماست».

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here