حسین صفوی

پس از مهر تأیید ترامپ بر کاغذ تحریمهای سنگین و بی سابقه اخیر که با موجی از واکشنهای داخلی و بین الملی مواجه شد، موازنه برجامی به طور ملموسی بهم ریخته است. این موازنه تا پیش از این بدین گونه عمل می کرد که اجازه تخطی از متن و در واقع «جسم برجام»‌ نمی داد و چنانچه هر یک از بازیگران می خواست با سیاست های اعمالی خود تعهدات تصریح شده برجام را دور بزند و از آن عدول کند،‌ باید هزینه نقض برجام را هم می پذیرفت. در آنصورت خاطی و ناقض اصلی محسوب می شد و راه را بر شکایت سایر بازیگران هموار می کرد.

اما بازی بدین گونه الزاما پیش نمی رود و حکایت نقض «روح برجام»‌ هم مزید بر علت شده و موازنه فوق را برهم زده است. البته این بار میدان منازعه کمی خلوت تر است. یک طرف ما هستیم و طرف دیگر آمریکا. دعوا را هم ما آغاز نکردیم و با روی کار آمدن یک زنگی مست در شهر طوفانی به پا شد.

در این بازی جدید هنر اینست که ما بتوانیم سایر بازیگران را تشویق به ایفای نقش کرده و آنها را در پشت سر خودمان بیاوریم. فراموش نباید کرد که اروپاییها به سادگی تن به مقابله با آمریکا نخواهند داد و باید پشت آنها را گرم کرد. اگر به خودشان واگذار کنیم ،‌ در گیرودار انبوه معضلات اروپایی، آخرین اولویت شان دفاع از برجام خواهد بود. برگزیت و مسئله اوکراین و تضادها با روسیه و بحران سوریه و تأثیرات جهانی آن از جمله مسائلی است که اروپا را درگیر کرده و این تازه سوای تنش ها و بحرانهای اقتصادی و سیاسی داخلی اتحادیه اروپاست. بنابراین کار با اروپا باید هوشمندانه باشد.

از طرف دیگر قانون تحریمهای جدید تضاد آشکاری را بین روسیه و آمریکا دامن زده است. این هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این بابت که می توانیم با سیاست های عاقلانه، روسیه را در این کشاکش موازنه برجامی هم به سمت خودمان و هم اروپا جذب کنیم. فراموش نباید کرد که وابستگی اروپا به گاز روس ها از یک سو و موضوع برجام و منافع تجاری اروپا و روسیه از سوی دیگر می تواند زمینه ساز یک وحدت نسبی باشد و جبهه جدیدی را در مقابل زیاده خواهی های آمریکا بگشاید. تهدید از این بابت که روس ها مانند پرونده سوریه می توانند بدون در نظر گرفتن ملاحظات و منافع ما وارد معامله ای تازه از نوع برجامی آن با آمریکا در ازای اتمام بحران سوریه بشوند. این تهدید البته فعلا خیلی جدی نیست اما سناریوی سوریه به ما نشان داد که روس ها خوب بلدند که چطور ایران را دور بزنند و در واقع هزینه میدانی را ما دادیم ولی آنها سود استراتژیکی اش را بردند. این تجربه به ما نشان داد که در بازی میان ابرقدرت ها همیشه نباید وارد شد.

برگردیم به برجام که فرجامی تیره دارد و در واقع روح و جسمش در خطر است. اگر بخواهیم به دفاع صرف بپردازیم و وارد دعواهای حقوقی شویم شاید از این رهگذر بتوان ثابت کرد که ما شروع کننده و ناقض برجام نیستیم اما این همه حرف نیست.

آمریکا با تحریم های جدید تمام اهرمهای اقتصادی و امور بانکی و مراودات مالی ایران را مورد هدف قرار داده است و با بهانه هایی که دست و پا کرده اند ،‌ می توانند حتی این تحریم ها را به صورت دوره ای گسترش دهند. واکنش ما هر چه باشد یک سئوال بیش از واکنش ها مهم تر است. بهای حفظ برجام چیست؟

اگر ایران نتواند از سود حاصل از فروش نفت مستقیم بهره مند شود ، اگر ایران نتواند با بانکها و مؤسسات مالی کشورهای دیگر داد و ستد کند ،‌ اگر ایران نتواند شرکتهای بین المللی را برای سرمایه گذاری معقول و بی خطر در داخل تشویق به همکاری کند ، برجام را چه حاصل؟

حفظ برجام باید منفعتی برای ما داشته باشد که بتوانیم از آن دفاع کنیم. اینکه برجام سایه جنگ را از کشور دور کرد جای خود ،‌ اما هدف فقط چتر امنیتی نبود. برجامی برای ما سود دارد که بتوانیم از قبل آن اقتصاد ضعیف و ناکارآمدمان را تقویت کنیم و کشور را از رکود بی سابقه نجات دهیم. این را باید دست اندرکاران امر در نظر بگیرند که حفظ برجام تا جایی برای کشور مفید خواهد بود که نمودار رشد اقتصادی مثبت و رو به صعود باشد و خروج از دور باطل رکود تورمی چشم انداز روشنی به ما بدهد.

بنابراین اولویت ها و ضروت های دولت دوازدهم در مورد برجام باید بازبینی گردد چرا که بعد از یک تابستان داغ تحریمی باید منتظر پائيز مه آلود تهدید هم باشیم.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here