حسام محمدی

اسامی وزرایی که رئیس جمهور به مجلس ارائه داد نقشه راه دولت دوازدهم را ترسیم کرد. بوضوح می توان گفت که سازش با رقیبان در عین پائین کشیدن سقف مطالبات رفیقان، تداوم راهبرد و تصمیم گیری حلقه نزدیک به روحانی را نشان می دهد و انتظارات بدنه پرشور حامیانش را نقش بر آب می کند.

فهرست پیشنهادی روحانی برای دولت دوازدهم قطعا فهرست ایده‌آلی نیست، حتی ممکن است محافظه‌کارانه‌تر از دور پیشین نیز به نظر برسد، و به سختی می توان آنرا در چارچوب فلسفه اعتدالی روحانی تبیین کرد. باید مشی اعتدالی را در کابینه معنا کنیم تا اعتدال از مسیر خود خارج نشده و به «‌ راست » منحرف نگردد.

آیا کنار گذاشتن پورمحمدی و حفظ رحمانی فضلی با انتصاب آذری جهرمی و ابقای زنگنه همخوانی دارد؟ آیا می توان گفت که روحانی کابینه ای متشکل از دوستان همیشگی و یاران قدیمی به همراه نیم نگاهی به جبهه مخالفان دو آتشه برای حرکتی بدون تنش را برگزید؟ پاسخ ها دیر یا زود مشخص خواهد شد.

روحانی شاید در پی طرحی راهبردی است که فعلا نمی خواهد از آن رونمایی کند و چه بسا تمامی این گله مندی ها و نیش و کنایه ها را پیش بینی می کرد ،‌ اما با ظرافت کامل معاون اول را فرستاد تا »‌ محدودیت ها »‌ را تلویحا بازگو کرده و ناله های دوستان را تسکین دهد. اما خوب می بود که حداقل همانطور که در وعده های انتخاباتی شجاعت نشان داد ،‌اینجا هم دلیرانه مشکلات را با مردم در میان می گذاشت.

همین مردمی که کم برای او هزینه نکردند. همین زنان و دخترانی که در کمپین انتخاباتی جزو کنشگران اصلی بودند. همین هموطنان کردی که بیشترین ر‌أی را به او دادند و بالاخره هم میهنان اهل سنت که با تمام قوا پشت او بودند. آیا می شود آن روزها را به سادگی از یاد برد و به کابینه ای نچسب تمکین کرد؟

در حالی که نه ‌تنها در میان وزرای پیشنهادی ،بر خلاف وعده‌های انتخاباتی خبری از وزیر زن نیست، بلکه آن طور که از شواهد پیدا است ،‌ نقش زنان و اصلاح طلبان بسیار کمرنگ تر از گذشته است.

به نظر می رسد که روحانی نخواسته وزرایی با پیشینه قوی سیاسی تحول خواهانه انتخاب کند. یعنی وزرا اغلب فنی هستند و در حوزه خود تخصص دارند. اما این امر الزاما یک امتیاز محسوب نمی شود چرا که چنین وزیران غیر سیاسی که سابقه امنیتی هم دارند، در حوزه مدیریتی شان در قبال فشارها الزاما ایستادگی نخواهند کرد و خالصانه در راه تحقق اهداف و شعارهای روحانی در انتخابات ، خطر نخواهند کرد و بدون شک با اولین توپ و تشر جبهه مقابل و آتش سنگین رسانه ای آنها دست بالا می کنند. این یک عارضه جدی بود که دولت یازدهم آنرا تجربه کرد اما چرا روحانی این خط مشی را ادامه می دهد؟

گذر زمان مشخص خواهد کرد که تاکتیک روحانی چیست و برای حل معضلات اقتصادی چه راه کاری در پیش رو قرار می دهد.ضمن اینکه تحریم های سنگین آمریکا نیز بر شدت فشارها می افزاید و باید برای آن نیز فکری کرد. پر بیراه نیست که بگوییم ۴ سال آینده برای روحانی بسیار دشوارتر از گذشته خواهد شد و او باید با تکیه بر حامیانش کشور را از گردنه های سخت عبور دهد.

کابینه ای که پشتوانه مردمی داشته باشد حتما می تواند این طریق را آسان طی کند اما وای بر روزی که هزار حرف و حدیث برای ژنرالهای دولت و «فرمانده» از گوشه و کنار ساخته شود که این دولت به وعده ها عمل نکرد!‌ آنوقت جلب اعتماد مردم و تشویق آنها برای آمدن به پای صندوق های رأی در آینده آب در هاون کوبیدن است.

روحانی اگر سهمی جدی به اصلاح طلبان نداد و اگر به نیاز امروز جامعه برای تغییر توجه نکرد ،‌ اما باید این نکته را مدنظر داشته باشد که میراث او از خودش مهم تر است و شکست یا پیروزی او در پایان کارنامه ریاست جمهوری اش به منزله تداوم یا فروپاشی خط اعتدال است که بی گمان جبهه فراگیر اصلاح طلبان را به جمعبندی جدیدی سوق می دهد. فراموش نباید کرد که «آشتی»‌ با رقیب ،‌ «آتش»‌ با رفیق را به همراه دارد و ملت ایران برای تحقق اهداف مردم سالاری کم هزینه نداده است.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here