محمدرضا عارف در دوازدهمین کنگره سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی اظهاراتی داشت که کمی قابل تأمل بود.

عارف در این جمع از تمامی اصلاح‌طلبان خواست که با انتقادات خود نسبت به توفیق این جریان یاری رسانده و در ادامه اعلام کرد: « امروز در دو کنگره حضور داشتم و بنا داشتم در جلسه اول در جمع کمی گلایه‌های تند را مطرح کنم که خوشبختانه زمان کوتاه بود و همه مسائل مطرح نشد. »‌

نکته اول اینکه اگر منظور از «‌تمامی اصلاح طلبان »‌ بدنه و اقشار و حامیان این جریان است که به سادگی می توان با مراجعه به شبکه های اجتماعی و رصد انبوه کامنت ها ، پیام ها ، توئیت ها و یادداشت های اینستاگرامی و تلگرامی مطالبات ،‌ پیشنهادات و انتقادات را مشاهده کرد. توفیق جریان اصلاح طلبی هم البته در گرو همین است که به نظرات مردم توجه شود و حامیان اصلی جبهه اصلاحات فراموش نشوند. اما این تمام مسئله نیست. طرح انتقاد یک چیز است و انتظار حل آن یک چیز دیگر. اینکه جناب آقای عارف در مورد فرزندشان که حاشیه «‌ ژن »‌ خوب و برتر را دامن زد ،‌ چه واکنشی نشان داد جای خود را دارد ،‌ اما لطمه ای که تمامی اصلاح طلبان از این مقوله خوردند ،‌ دل بسیاری را به درد آورد.لازمه حرکت دموکراتیک و خودانتقادی ،‌ شروع از حلقه یاران و نزدیکان خود است.

 اگر به سرجمع واکنش های جریان رسانه ای اصولگرا طی این مدت نگاهی بیاندازیم ،‌خواهیم دید که موج سواری بر روی کلید واژه «‌ سهم خواهی »‌ بسیار پررنگ بود و متأسفانه اینبار نیز آقای عارف در کانون توجهات بود چرا که ایشان انتظاراتی را برای شکل گیری کابینه در چارچوب تعیین شده از آقای روحانی مطرح ساختند که ظرافت های لازم را نداشت و پیش بینی بازخورد منفی،  تا این سطح را کسی نکرده بود. حرف اگرچه به حق بود و قابل دفاع ،‌اما نکته اینجاست که در امر رسانه ای و بازی های زبانی و مدیریت افکار عمومی از قضا اصلاح طلبان هم نیاز به تجدید نظر دارند. ما در این حوزه ها کماکان ناپخته عمل می کنیم.

نکته بعدی آنجا بود که رییس شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان از «‌گلایه های تند »‌ سخن گفت. ای کاش ایشان کدهایی می داد تا حداقل می شد این گلایه ها را حدس زد اما ناگفته پیداست که دل عارف خون است! از چه ؟‌ اینرا باید در آینده از زبان خودشان شنید. عارف در مقام رئيس فراکسیون امید نمی تواند به سادگی بر مسائل کلان سرپوش بگذارد و باید با شجاعت تمام معضلات را بازگو کند. تلویحا اینطور می توان گفت که اشکال کار در شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان است و آنجا سران جبهه مشغول ندانم کاری هایی هستند که اگر هر چه زودتر آسیب شناسی برای آن صورت نگیرد ،‌ با ریزش مواجه خواهیم بود. فراموش نکنیم که تجربه سالهای ۸۱ تا ۸۴ موجود است. سالهایی که منجر به روی کار آمدن احمدی نژاد شد. بنابراین تنش در سر ،‌ ریزش در بدنه را به همراه دارد که پس لرزه های آنرا در آینده خواهیم دید. به طور خاص در برهه کنونی که کابینه ضعیفی شکل گرفته و مطالبات اصلی اصلاح طلبان روی هواست.

بنابراین با تاکید بر اینکه گفتمان اصلاحات مبتنی بر تقویت احزاب باید باشد و نه تفکر افراد و قطب سازی ،‌ باید گفت که همه حامیان و دلسوزان اصلاح طلبی و به طور خاص لایه های فعال در عرصه سیاسی و رسانه ای ، تا دیر نشده بایستی خود را برای گام های بعدی آماده کنند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here