سعید ایزدی

 

 

نگاه ما به تحولات بین المللی بيش از پیش تابع برخی معادلاتی است که به یقین باید از آن درس گرفت . علم روابط بین الملل به ما نشان داده که هیچ رویدادی را نمی توان صرفا تک ساحتی نگریست و گذر ایام این را ثابت کرده که نگاه ما به تحولات باید در بستر زمان و مکان شکل بگیرد. به بیانی دیگر هر واقعه و رخداد باید در همان ظرف و چارچوب موجبات شکل گیری اش مورد بررسی قرار گیرد و اینچنین می توان به فهم درست و قضاوتی شایسته نشست. در غیر اینصورت به درکی نازل می رسیم که کوته بینی مان را جلوه خاص و عام خواهد کرد و این داستانی است که متأسفانه در برخی جرايد ما تکرار می گردد.

اخیرا حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان مطلبی در یادداشت خود نوشت که پرداختن به آن خالی از لطف نیست و چه بسا تذکری خیرخواهانه تلقی گردد و در این باره گفتنی هایی هست:

1.مدیر مسئول کیهان در قسمتی از این یادداشت نوشت :

” الف :کره شمالی در 27ژوئن 2008 با آمریکا بر سر کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود به توافق رسید و به نشانه پایبندی به این توافق برج خنک‌کننده اتمی خود را منفجر کرد ولی بعد از آن که با نقض پیمان آمریکا روبرو شد, بی‌توجه به تهدیدهای آمریکا, فعالیت‌ هسته‌ای خود را از سر گرفت و آمریکا نتوانست هیچ غلطی بکند.

نمونه‌ای موفق از مقابله مقتدرانه با نقض پیمان آمریکا.

ب :‌ترامپ با تهدید کره‌شمالی از این کشور خواست تا آزمایش موشک‌های بالستیک خود را متوقف کند ولی کره‌شمالی بی‌اعتنا به تهدید آمریکا نه فقط به آزمایش موشک‌های بالستیک خود تا تولید موشک‌های بالستیک قاره‌پیما ادامه داد, بلکه موشک‌هایی با کلاهک هسته‌ای را نیز آزمایش کرد و خطاب به آمریکا اعلام کرد اگر دست به حمله بزند, با حمله اتمی متقابل روبرو خواهد شد و ترامپ ناچارا دعوت به مذاکره کرد.

نمونه موفقی از مقاومت به جای سازش. “

در اینکه نگرانی حاج حسین از چیست و چرا با دیدن یاوه سرایی های کیم جونگ اون و ترامپ به وجد آمده نیاز به مطلبی جداگانه دارد و در این وجیزه نمی گنجد ،‌ اما انصافا باید گفت که دغدغه شما چیست؟ آیا الگو قراردادن کره شمالی برای ایران مناسب است؟‌ ما را چه سود از این قیاس!

۲.اینکه آقای شریعتمداری با چه پشتوانه ای نسخه کره شمالی را برای کشورمان می پیچد بماند و جای خود ،‌ اما حداقل به این سئوال پاسخ دهند که کره شمالی کجا و ایران کجا؟ آیا قرار است که این دوستان تا این حد جامعه ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی را تماما بر باد بدهند تا مثل کره شمالی بشویم؟‌ یعنی الان کره شمالی در نقطه اوج قله های علم و پیشرفت و صنعت و حقوق بشر و آزادی های اجتماعی و آزادی احزاب و مطبوعات است و ما همین را کم داریم که مانند آنها بشویم؟ یعنی الان خودمان هیچ مشکلی نداریم و بیکاری و رکود و فساد در کشور تمام شده؟ این دیگر خیلی بعید است…

۳.کره شمالی چه بهای گزافی برای هسته ای شدن پرداخته و آیا همین امروز میلیون ها فقیر و گرسنه در این کشور سر بر بالین نمی گذارند؟‌ نیک می دانیم که هزینه هسته ای شدن و پیشرفت های نظامی و توسعه موشکی بسیار گزاف است و بودجه کلانی را به خود اختصاص می دهد. در کره شمالی نفتی هم در کار نیست و این کشور فقیر و منزوی به ۳ میلیارد دلار در سال صادرات غلات و کشاورزی و ماهیگیری وابسته بود که با تحریمهای جدید به یک سوم نیز کاهش پیدا می کند. اینکه کره شمالی چقدر می تواند بدون پشتوانه چین مقاومت کند جای خود را دارد اما حداقل داریم زندگی فلاکت بار مردم این سرزمین را تا حدی که ممکن است می بینیم. بنابراین موشک و هسته ای شدن به این بها را از ما نخواهید و آنرا تبلیغ نکنید. از در و دیوار پایتخت خودمان به همان میزان که برج و ساختمان رشد می کند ،‌ فقر و فساد و فحشا و کلیه فروشی و جنین فروشی و گور خوابی بیداد می کند. پس اول به خانه بپردازیم و ظرفیت خودمان را بدانیم.

۴. آیا صرفا با قلدری کردن اقتدار کشور افزایش می یابد؟ مگر در همین ونزوئلا نمونه آنرا نمی بینیم که اصرار بر اشتباهات استراتژیک سیاسی و ناکارآمدی اقتصادی منجر به چه فاجعه ای شده و تمام کشور در آستانه جنگ داخلی و سقوط درگیر شده اند و تورم افسارگسیخته بهمراه کمبود مایحتاج اولیه مردم را به نقطه انفجار رسانده است. ضمن اینکه فراموشمان نشود که چاوز چه طور برای امپریالیسم خط و نشان می کشید و حالا سلفش مادورو نیز همان سنگ را به سینه می زند. این تنها یک نمونه بود و البته کره شمالی هم دست کمی از این وضعیت ندارد و نمی دانیم که چرا کیهان نشینان این میزان برای یک کشور شکست خورده سر و دست می شکنند و آنرا الگوی ایران قرار می دهند.

۵.نکته آخر اینکه حاج حسین نباید فراموش کند که نظام در فکر هسته ای شدن نبوده و شما نیاز نیست که دایه دلسوزتر از مادر بشوید و اگر قرار باشد نظام در تمامیت آن به سمت هسته ای شدن پیش برود دیر یا زود نشانه های آنرا نیک در می یابیم اما اکنون « مادر مذاکرات »‌ منتظر است تا برجام « نوجوان »‌ را خوب پرورش دهد تا بعد به فکر طفل دیگر در منطقه باشد. من باب توصیه باید گفت هیچ گاه ایران را با کشورهای ورشکسته و منزوی در یک کفه ترازو قرار ندهید و فراموش نکنید که ایستادگی فقط در قداره بندی و قلدری و درشت گویی نیست ،‌ همین میزان طی این چند روز که بگو مگوهای بین کره شمالی و آمریکا جهان را تا مرز یک جنگ اتمی پیش برد برای همه کافی بود و آخر سر نشان داده شد که این عصر ،‌عصر گفتمان سازی و مذاکره برد- برد است و نه پرخاشگری و شاخ و شانه کشیدن بی حاصل. بنابراین خوبست حداقل «‌ مسیر خسارت آفرین »‌ جنگ های بی نتیجه را هم مدنظر قرار داده و از تاریخ درس بگیرید.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here