سعید حجاریان بعد از دیدن اسامی پیشنهادی کابینه روحانی و پس از پایان فرآیند رأی اعتماد در مورد انتخاب این افراد در گفت‌ و‌ گو با سایت جماران گفت: «مسأله این است که کفگیر روحانی به ته دیگ خورده است. (درباره عملکرد فراکسیون امید و رای یک دست به وزرا) لابد قول‌ هایی به نمایندگان داده شده. واقعیت این است که همه با هم کنار آمده‌ اند؛ مجلس با دولت, فراکسیون‌ ها با وزرا, رئیس‌ مجلس با رئیس‌ جمهور, همه با هم کنار آمده‌ اند. حاشیه‌ های مربوط به تشکیل کابینه, رای نیاوردن بیطرف و رای آوردن جهرمی با آن همه مخالف نشان می‌ دهد که در کشور ما مشکلات جدی وجود دارد»

اینکه چرا کفگیر به ته دیگ خورده در جایی استدلال شد که ناشی از فقدان تحزب در ایران و نبودن احزاب شناسنامه دار و پرتحرک است و برخی هم اینطور دلیل آوردند که نظام جمهوری اسلامی نوپاست و تا کنون نتوانسته ایم کادرسازی کنیم!

حالا بعد از تقریبا 38 سال که از عمر انقلاب اسلامی می گذرد ، آیا این قابل توجیه است که بگوییم نتوانسته ایم کادرسازی کنیم؟ سخنان حجاریان اما جای دیگری را نشانه می رود. اینکه در یک فرآیند مشخص یعنی انتخاب وزرا همه با هم هماهنگ عمل کردند!  البته فی نفسه هماهنگی چیز بدی نیست و شاید موجب وحدت بیشتر در کشور گردد ، اما تا این میزان خطرناک است.

اینکه ” همه با هم کنار“ بیایند ، یعنی لابی پشت لابی صورت گرفته و امتیازگرفتن و امتیاز دادن میان کابینه و نمایندگان مجلس و حتی رئیس جمهور و رئیس مجلس دور از انتظار نبوده و این امر قطعا به مذاق رأی دهندگان به روحانی خوش نخواهد آمد. این یک سنت نیکی نبود که مجلس از خود به یادگار گذاشت و البته میراث زیان آفرینی است که تا 4 سال آینده ضررهایش را خواهیم دید چرا که وزرای مطلوب معرفی نشدند.

حال باید به خود آییم و برای اینکه کفگیر مجددا به ته دیگ نخورد از اکنون به فکر کادرسازی و تحزب جدی در کشور باشیم. این امر نیز میسر نخواهد شد مگر اینکه وزارت کشور و رئیس جمهور و نخبگان سیاسی و دانشگاهی فکری برای برون رفت از این مخمصه بکنند. شکل گیری احزاب در ایران ساده نیست ، اگر چه که قانون برای آن تعریف شده و هستند احزابی که ثبت نام نیز شده اند اما حد و اندازه اعضایشان تنها بر روی کاغذ هم از انگشتان دست فراتر نمی رود. این احزاب بیشتر غلط انداز بوده و تمرکز اصلی را از اهداف ملی دور میسازد.

باید واقع گرا باشیم و اگر ما به آن رشد و پویایی برسیم که برنامه جای افراد برسمیت شناخته شود, بحث تحزب شکل واقعی خود را پیدا می‌کند و در آنصورت می توانیم چشم انداز حل مشکلات را در بستری برنامه ریزی شده بیابیم. اما متأسفانه اکنون باز هم باید گفت که ” در کشور ما مشکلات جدی وجود دارد “ که هنوز با اسلوب و الگوهای کهنه برای خروج از آن طراحی می شود و گویا کماکان وابسته به اشخاص و قطب ها هستیم.

با امید به اینکه تحزب و کادرسازی در کشور سر و سامان بگیرد و روحانی اگر چه نتوانست با ورود وزرای اهل سنت و زنان وجوانان ،‌ سنت حسنه ای را از خود به یادگار بگذارد ، اما شاید بتواند به نهادسازی و جریان سازی که در آن فساد فراگیر نباشد ، رونق دهد و کشور را از چنبره بی خردی و ریخت و پاش های نجومی و تبعیض نجات دهد.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here