سعید ایزدی

19 شهریور سال 58, آیت الله سیدمحمود طالقانی از رهبران انقلاب اسلامی دار فانی را وداع گفت.

”آیت‌الله طالقانی متواضع‌ترین و افتاده ترین روحانی بود که در تهران زندگی می‌کرد؛ درب خانه ایشان همیشه به روی مردم باز بود و مردم به راحتی برای مسائل و مشکلات‌ خود به نزد ایشان می‌آمدند.“ این گزاره در مورد آیت الله طالقانی فصل مشترک تمامی نقل خاطراتی است که در این ایام در فضای مجازی و رسانه ها منتشر شده و می شود.

آیت الله طالقانی در مسجد هدایت با سخنرانی های آتشین و تفاسیر قرآن نقش مهم روشنگری را علیه استبداد شاه پی می گیرد؛ این سخنرانی ها در مسجد هدایت در نوع خودش بی‌نظیر بود. آیت‌الله طالقانی در فاصله بین دو نماز برای مردم سخنرانی می‌کرد؛ پس از نماز عصر و نماز عشا پذیرای صحبت‌های مردم می‌شد و جلسات تفسیر قرآن داشت.

اما ویژگی اصلی آیت‌الله طالقانی این بود که  به شدت با شخصیت‌پرستی مخالف بود. بر خلاف بسیاری از اقطاب و چهره های برجسته در جهان اسلام و از جمله در کشورمان ، آیت الله طالقانی هرگز خود را مبرا از گناه نمی پنداشت و همواره بر مبارزه با نفس و تزکیه آن فراخوان می داد. برخوردهای آیت الله طالقانی حتی در زندان برای همه سرمشق و آموزنده بود و بنابر گفته بسیاری از همبندی های ایشان ، نسبت به مامورین پایین دست  نیز حتی بسیار مهربان بود . همچنین نسبت به دیگر زندانی‌ها چه مسلمان، مارکسیست و ملی‌گراها یک حالت پدرانه داشت .

برای او فرقی نمی کرد که مخاطب کیست و چه آئین و مسلک و تفکری را نمایندگی می کند. هر گروه با هر مسلک و مذهب و تفکری با او مونس و همدم می شد. آیت الله طالقانی سودای دیگری داشت. سودای وحدت حول مبارزه با استبداد . همین امر او را محبوب تمامی قلوب ساخته بود. آیت الله طالقانی بارها گفته بود که اگر توان این را داشت لباس چریکی به تن می کرد و به کوه ها می زد…

این آیت الله طالقانی بود که مصداق بارز «أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» را کاملا عملی می‌کرد. او خواهان جذب همه بود و هزینه گزافی هم داد.

اما به امروز برگردیم. چرا در کشورمان کمتر روحانی مانند آیت الله طالقانی پیدا می شود؟ چرا نسلی از طالقانی ها تربیت نشد؟ چرا آیت الله طالقانی یک شخص منحصر به فرد بود و با پروازش به دیار اعلی ، دیگر میراثی ندارد؟

این سوالی است که خوبست تمامی دغدغه مندان دین و آئین به آن بپردازند. اگر چه بسیار خاطره ها از ایشان نقل می گردد و از مبارزات ایشان گفته و شنیده می شود و از پایداری و استقامتی که در برابر ساواک و شاه از خود نشان دادند ، اما ضروری است که از اخلاق و منش و خصلت های اجتماعی و مردمی ایشان نیز ذکر گردد.

کمبود جامعه مذهبی ما چیست؟ همین منش و اخلاقی مشابه آیت الله طالقانی. روحانی با تقوا و بی شیله پیله ای که با مردم زیست و با مردم برمی خاست و با مردم می جوشید. اگر در حوزه های علمیه کنونی چنین روحانیونی همتراز با ایشان تربیت می شد و اگر با این مقیاس حجیم از هزینه های کشور که خرج معارف اسلامی و تشرع و حوزه های علمیه و کانونهای مذهبی می کنیم ، کمی به میراث آیت الله طالقانی می پرداختیم ، به واقع بسیار جلوتر از زمان کنونی بودیم. جامعه ای که ما انتظار داشتیم جامعه ای بود که کسی نخواهد به زور مردم را به بهشت ببرد. کسی برای تأمین هزینه های زندگی اش تن به فروش اعضای بدن ندهد و این چنین خودکشی و کودک آزاری در جامعه اسلامی روا نباشد.

جامعه ای در تراز اسلامی اصیل و مردمی که بزرگانش با مردم باشند و حرف های مردم را بشنوند و با دردها و رنج های مردم بیگانه نباشد. آیت الله طالقانی چنین مرد خدایی بود که ساحت فکری و زیبایی اندیشه اش پویایی خاصی داشت و اینرا با خواندن کتاب های” پرتوی از قرآن “ بوضوح می توان گواهی داد. بواقع اگر آیت الله طالقانی در قید حیات می بود و ایران کنونی و وضعیت جامعه ما را می دید ،‌چه می گفت و چه می کرد؟

خوشا چنین قلندران بی باک و مردان دینی که دغدغه مردم و اسلام را جدا نمی پنداشتند و حرمت کلمه و اسلام را حفظ نمودند. زندگی و مبارزه آیت الله طالقانی همواره جای تأمل و درس های تازه دارد و فصل  به فصل باید بازخوانی و تکرار گردد و اینچنین می توان مسیر دشوار آینده را پیمود.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here