سعید ایزدی

حمایت بانوان میهن مان از آقای روحانی برای ورود دوباره ایشان به پاستور، با هدف تحقق خواسته ها و مطالبات شهروندی، سیاسی و اجتماعی بود که در گذشته از آنان دریغ شده بود. آقای روحانی با دادن قول مثبت برای برآورده کردن خواسته های آنان، توانست آراء آنان را که تقریباً نیمی از آراء رأی دهندگان را شامل می شد بخود جذب کند. زنان میهن مان بواقع برای دکتر روحانی سنگ تمام گذاشتند. حمایت آنان از آقای روحانی باعث گردید که اردوی رقیب، از هیچ بد اخلاقی و زخم زبان در حق آنان دریغ نکنند.

در چینش کابینه، چشم ها به رئیس جمهور جدید دوخته شده بود که بعد از وعده هایی که در رقابت های انتخاباتی به ملت داده بود، چند وزیر زن راهی کابینه خواهند شد؟ دکتر روحانی در جلسات معرفی وزراء کابینه در مجلس مطرح کردند که برای انتخاب گزینه های پیشنهادی، تحت فشار نبوده است. آنجا که صحبت از ورود زنان به کابینه شد گفتند: «من خیلی دلم می‌خواست در دولت دوازدهم ۳ زن را برای پست وزارت معرفی کنم, افرادی را هم در نظر گرفته بودم جایگاههای آنها هم تعیین شده بود، حالا به هر حال از تفصیل آن بگذریم ولی نشد. اینکه چرا نشد بماند برای بعد».

اکنون نه تنها چنین خواسته ای محقق نشده بلکه دولت با دادن وعده ای دیگر، بر زخم زنان نمک پاشید. در اوائل شهریور ماه، جمشید انصاری رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور از لزوم به کارگیری بیشتر زنان در سطوح مدیریتی سخن گفت و عنوان کرد: « اینکه اعلام‌ شده 30 درصد از مدیران باید از خانم‌ ها باشند ضابطه‌ ای است که از طرف این سازمان در نظر گرفته‌ شده و دستگاه‌ ها موظف هستند این ضابطه را اجرا کنند و ما هم نظارت می‌ کنیم که حتماً اجرایی شود. در حال حاضر این مصوبه که وزیر موظف است 30 درصد مدیران را از زنان انتخاب کند ابلاغ‌ شده و باید اجرا شود».

اینکه تا چه میزان وعده های آقای انصاری نیز مانند وعده های آقای روحانی محقق شود، بماند ـ البته حسن نیت آقای رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی برای ما واضح است ـ اما تصمیم گیری های مسئولین و یا مصوبه هایی که تصویب می شود و یا در آینده تصویب خواهد شد پالس های متفاوتی بما می دهد که قطعاً قابل تأمل  است.

از تمامی این ها که بگذریم، خوب است که نگاهی هم به خواسته های مبرم زنان و پاسخ های داده شده از سوی متولیان امر بیندازیم.

 خانم معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری دوره دوازدهم در اوائل شهریورماه در مصاحبه ای، به برخی پرسش ها در حوزه زنان پاسخ داد. پاسخ های داده شده نه تنها چشم انداز روشنی به همراه نداشت بلکه نشان داد که کور سویی در این تونل تاریک ِخواسته های برحق زنان قابل رؤیت نیست. خانم ابتکار در مورد سئوالاتی چون برابری جنسیتی، ورود زنان به ورزشگاه ها، قوانین تبعض آمیز علیه زنان و … پاسخهایی داد. گویا پاسخ های خانم ابتکار به سئوالات فوق نشان از جدیت دولت در محقق کردن خواسته های مردم دارد! بخوانید: ”ما همه تلاش خودمان را خواهیم کرد، باید با مجلس کار کنیم، اینها نیاز به پیگیری جدی دارد، در حال پیگیری است، همکاری خوبی را با حوزه‌ها خواهیم داشت، همه تلاشم را خواهم کرد، قطعا خیلی از مشکلات رفع خواهد شد و …“

نمونه ای از تلاش های خانم ابتکار و دولت دوازدهم را در بازی سوریه با ایران در استادیوم آزادی شاهد بودیم. در حالیکه مسئولین نظام از ورود بانوان به استادیوم برای تماشای مسابقه فوتبال ممانعت بعمل آوردند اما زنان سوری، نائب الحضور زنان ایرانی شده و با ورود آزادانه به استادیوم، به تماشای مسابقه پرداختند. البته یک سئوال تأمل برانگیز نیز مطرح است و آن اینکه چرا حضور زنان در استادیوم های ورزشی برای تبلیغات انتخاباتی بسیار آزاد است ولی برای تماشای فوتبال خیر. بله، ” ما همه تلاش خودمان را خواهیم کرد…اینها نیاز به پیگیری جدی دارد…قطعا خیلی از مشکلات رفع خواهد شد!“.

اما چشم روشنی اصلی برای زنان تصویب لایحه کاهش سن بازنشستگی زنان به 25 سال است که در شورای عالی اداری کشور اخیراً به تصویب رسید. دولت حضور زنان را در عرصه اجرایی و مدیریتی کشور بر نتابید و حضور کمرنگ آنان را باز هم کمرنگ تر کرد. اثرات منفی و تبعات اجتماعی و غیر کارشناسانه تصویب این لایحه خود نیازمند بررسی های بنیادین دارد که بی تردید جایگاه زنان را در موقعیت پائین تری قرار خواهد داد.

آیا چنین تصمیم گیری هایی در راستای احقاق خواسته های مردم است؟ آیا پایان انتخابات ریاست جمهوری فصل الختام حضور زنان در عرصه های مدیریتی و اجرایی کشور تعبیر میشود؟ آیا در برابر مطالبات زنان که نیمی از جمعیت کشورمان را تشکیل میدهند بایستی با متعهد شدن به ”پیگیری“ پاسخ داد؟ معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری وظایف سنگینی در این خصوص دارد که چنانچه در آن ورود نکند سرخوردگی قشر زنان را بدنبال خواهد داشت.

در جامعه امروزه ایران، زنان به دنبال درمان دردهای سالهای گذشته و حال و تحقق وعده های محقق نشده هستند، آرام کننده و مسکن، چاره کار آنها نیست. زنان در دوران انتخابات ثابت کردند که اگرچه نسبت به پدیده ای ممکن است لدی الورود قدری ناامید شوند اما چنانچه عزم جزم کنند سرسخت تر از همیشه خواهند بود. خوب است که این واقعیت را نیز بولد کرد که امید ما به زنان جوانی است که برای مدیریت اعلام حضور کرده اند و قطعاً که نسل جوان جامعه نیز از مطالبات آنها حمایت خواهد کرد.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here