حسین صفوی

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ،  در نخستین همایش جوانان, توسعه و تعالی ایران اسلامی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اخیرا اظهار داشت:” به جهت سیاست‌گذاری برای جوانان عقب هستیم و متاسفانه مدیریت کشور تا حدی مسن شده است و شکاف نسلی در مدیریت زیاد شده و تا حدودی گرفتار پیری هستیم.“

سه نکته از میان همین اظهارات قابل تآمل است. اول اینکه مدیریت کشور مسن است. این را همه می بینند. همه اذعان دارند و همه برای آن طرح و پیشنهاد می دهند. اما هیچ کسی حاضر نیست در عمل کاری انجام دهد! جالب اینجاست که همه از یک درد می نالند ، اما کسی برای دوای این درد ، به آب و آتش نمی زند. چرا؟ خدا داند…

دوم اینکه شکاف نسلی زیاد شده. این را هم داریم می بینیم. اگر همین الان به سازمان ثبت احوال مراجعه کنید و آمار دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها را روی هم بگذارید ، خوب می بینید که جامعه ما بسیار جوان است. شکاف نسلی واقعی است. دیگر پدر و مادرها فاصله زیادی با فرزندان پیدا کرده اند و گویا زبان همدیگر را هم سخت می فهمند. اما این موضوع فقط در خانواده نیست. آقای جهانگیری به درستی می گوید که شکاف نسلی در ”مدیریت“ زیاد شده. یعنی در سازمان اداری و بوروکراتیک کشور ، کماکان در سطوح عالی و مدیران کلان ، هنوز به جوانان سهمی داده نشده است. جوانان هنوز اندر خم یک کوچه اند. با بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و هزار و یک بلا و مصیبت در انتظارشان است.

سوم اینکه آقای جهانگیری می گوید گرفتار پیری هستیم. این را هم که الحمدالله داریم هر روز و هر شب در صدا و سیما و مجالس و انتصاب هایمان می بینیم. نمی خواهیم الان سقف انتظارات را بالا ببریم ، اما به واقع چه می شد که اگر در شورای نگهبان و یا حتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به یک جوان سهمی داده می شد؟ آیا ما هیچ حقوقدان جوان و مؤمن به انقلابی نداریم که در شورای نگهبان بتواند خدمت کند؟ آیا ما هیچ جوان شایسته و پخته ای نداشتیم که در مجمع تشخیص مصلحت کنار آقایان موحدی کرمانی و برادران لاریجانی بنشیند؟ از اینها بگذریم. ما حتی در آرزوی جوانگرایی در کابینه دوازدهم بودیم که فعلا مانند رؤیایی است که گویا زمان تعبیر شدن آن نزدیک نیست!

آقای جهانگیری در جای دیگری در همین همایش می گوید :”وقتی یک مسئولی می‌گوید چرا نگران شادی و نشاط و مردم هستید؟ باید بگوبیم که جامعه ما جوان است و نیاز به شادی دارد. عده‌ای جلوی ورود زنان به استادیوم را گرفتند. فکر کردید کار خوبی انجام دادید؟ حضور زنان در ورزشگاه‌ها یک خواسته است. جامعه جوان شغل می‌خواهد, می‌خواهد نقدش به گوش مسئولان برسد, می‌خواهد دسترسی آزاد به اطلاعات داشته باشد.“

اینکه آقای جهانگیری اینچنین مدافع حقوق جوانان است به واقع جای قدردانی دارد. اما باید از حلقه اصلی دولت کار را شروع کنند. در معاونت ها و در نهاد ریاست جمهوری و حتی در دفتر معاون اول باید به جوانان و زنان سهم داده شود. هر وقت این کارها انجام شد ، می توان از کارنامه قابل دفاعی برخوردار بود. متأسفانه مسئولین ما هم گویا عادت کرده اند که بیشتر شعاری عمل کنند. در قضیه ورود بانوان به استادیوم که نگو و نپرس. این همه اختلاف نظر بین مسئولین هم بی سابقه بود. بالاخره ما نفهمیدیم که چه دستگاهی باید این مسئله را پیگیری کند و کدام نهاد باید مجوز را صادر کرده و مشکلات رفع گردد؟

اگر این مسائل جزو حقوق شهروندی است ، پس طبعا نهاد ریاست جمهوری و معاونت هایش باید دست به کار شوند. اگر در کادر مراجع و حوزه هاست که بسم الله. باید جناب جهانگیری و دوستانشان شال و کلاه کرده و به قم سفر نموده و برای مراجع توضیحات لازم را بدهند. صرف گفتن اینکه جوانان نیاز به شادی دارند ، کافی نیست. صرف گفتن اینکه جامعه جوان می خواهد دسترسی آزاد به اطلاعات داشته باشد ، کافی نیست. انتظارات را باید گام به گام محقق کرد و دست به کار شد.

ای کاش این اظهارات آقای جهانگیری به واقعیت نزدیک گردد که گفتند :”در جلسه شورای عالی اداری تصمیم گرفته شد که سن مدیریت کشور در دوره کوتاه هشت سال کم شود. لذا باید مدیران جوان در همه سطوح به مدیریت کشور اضافه شوند و همچنین مقرر شد سهم زنان از مدیریت کشور به ۳۰ درصد افزایش یابد که این موارد مصوب و ابلاغ شده است و به مدیران, مسئولان و وزرا تاکید شده است دو معاون زیر ۴۵ سال داشته باشند و پیگیر این مسئله برای عملیاتی شدن هستیم.“ ای کاش که مسئولین نظام دغدغه حضور جوانان را به واقع فرصت بدانند و آنرا تهدید تلقی نکنند.

فراموش نباید کرد که اگر سهمی شایسته به قشر جوانان و زنان داده نشود ، بسیاری از وعده های رئیس جمهور زیر علامت سئوال خواهد رفت. سهم زنان و جوانان از مدیریت کشور نه تنها باید در دستگاه های دولتی و قانونی کشورمان در نظر گرفته شود ، بلکه باید این فرهنگ جا بیافتد که وکیل و وزیر ، وقتی می تواند برای کشور مفید باشد که از قضا توانایی تربیت مدیران جوان و شایسته را داشته باشد و نسل بعدی را به حاشیه نراند. ما در کشوری به سر می بریم که جوانان قربانی سرزمین سوخته سیاست بازی شده اند درصورتیکه این دیار باید الگوی توسعه و تعالی برای کشورهای دیگر می شد.

امید آنست که تمامی دولتمردان و از جمله کابینه دوازدهم ، وسعت دیدشان را فراخ تر کرده و به اهداف آینده و چشم اندازهای دورتر بیاندیشند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here