سعید ایزدی

مشکل اقتصادی ما چیست؟‌ آیا راهی برای خلاصی از این معضلات از جمله رکود و بیکاری و بدهی های دولتی وجود دارد؟ طبعا اساتید اقتصادی کشور و جمیع فرهیختگان هر یک به نوبه خود در دوره های متفاوت به آن پرداخته اند اما باید به کنه و ریشه مشکلات نظری انداخت.

محمد شریعتمداری  وزیر صنعت و معدن و تجارت در تاریخ  ۲۵ مرداد ماه ۱۳۹۶در دنیای اقتصاد چندین پرسش استراتژیک را مطرح می سازد که از هر بابت قابل تأمل بود. نگرش وزیر اصلاح طلب نشان داد که مشکلات ما ساختاری است. مبنای کارهایمان غلط و خشت اصلی تصمیماتمان بر پایه راهبردهای غیرهدفمند چیده می شود.

محمد شریعتمداری گفته بود:«چرا هر اصلاح ساختاری که در اقتصاد ایران صورت گرفته، در نهایت به بن بست رسیده است؟… به طور مثال چگونه شد که خصوصی سازی کردیم، اما بخش خصوصی ما بزرگ تر نشد و، در مقابل، بخش شبه دولتی قدرت یافت؟ چگونه شد که برای مهار گرانی، ساز و کار‌های تعزیراتی تعریف کردیم، اما انگیزه تولید را از بین بردیم؟ چگونه شد که برای کم کردن فاصله فقیر و غنی، یارانه نقدی اختصاص دادیم، اما به نتیجه نرسیدیم؟ چگونه شد که برای توسعه کشور برنامه نوشتیم، اما در نهایت منابعمان را تلف کردیم؟ اصلا چرا پس از سال‌ها برنامه ریزی نه از وضعیت رشد اقتصادی راضی هستیم، نه از وضعیت عدالت اجتماعی؟ ده‌ها پرسش از این دست را می توانیم مطرح کنیم، اما پاسخ این پرسش‌ها چیست؟”

دقت کنید که این سخنان یک مدیر میانی دولت یا یک کارگزار نظام یا حتی یک روزنامه نگار یا استاد دانشگاه نیست. این سخنان یک وزیر مهم کابینه است که سابقه 8 سال وزارت در دولت آقای خاتمی را هم در پرونده اش دارد.

یعنی می توان گفت که حرفهایش مصداق بارز مشکلات جدی در پهنه اقتصادی و سیاسی کشور است. اینکه چرا ما در اصلاح ساختاری به بن بست رسیده ایم ، پاسخش را باید از تیم اقتصادی دولت احمدی نژاد و همینطور از تیم اقتصادی دکتر روحانی گرفت. اصلاح ساختاری نیاز به شجاعت در تصمیم گیری و فسادزدایی از تمام پیکرة نهادهای نظام دارد که متأسفانه ما کمتر شاهد انگیزه های بالا برای حل این امور بوده ایم.

ضمن اینکه وقتی آقای شریعتمداری به بخش شبه دولتی اشاره می کند ، خوب می بود که از آن نام می برد. اگر این تئوری همان تئوری آقای روحانی بر مبنای ”دولت با تفنگ“ است ، پس باید گفت که ما هنوز با مشکلات فراوانی در عرصه جنگ اقتصادی در درون کشور دست و پنجه نرم میکنیم.

این جنگ اقتصادی و رقابت های کلان که در کشورمان در جریان دارد ، بیش از آنکه منابعمان را تلف کند و فسادزا باشد ، اساسا کل کشتی نظام را سوراخ می کند و در واقع ما با ریسمان خودساخته مان از چاله به چاه افتاده ایم. برون رفت از این چاه هم نیاز به یک چیز بیشتر ندارد.

وزیر صنعت خودش یک جواب به این سوالات داد که ضرورت پیشروی به سوی آزاد سازی و اقتصاد رقابتی می تواند رهیافت اصلی باشد. اما باید نشانه های این آزادسازی اقتصادی و رقابتی کردن فضا را هم مشاهده کرد.

برون رفت چیزی نیست جز پاکسازی اقتصادی برای مهار بحرانها. این پاکسازی باید در ابتدا در بدنه دولت صورت گیرد و نهادها و افرادی که به واسطه حضور در جریان تصمیم گیری اقتصادی، رانت ها و منافعی عایدشان می شود باید به هر صورت ممکن جایگزین گردند. تیم اقتصادی دولت باید یک دل و یک زبان باشد و هدف رقابتی کردن اقتصاد را دنبال کند. اینگونه است که شبه دولتی ها دیگر نمی توانند با خیال راحت و با خاطری آسوده در جای جای بنگاه های مالی و بازرگانی و صادرات و واردات کشور رخنه و اعمال نفوذ کنند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here