حسام محمدی

بعد از اعلام استراتژی ایران که دونالد ترامپ آنرا رسما در سخنرانی خودش علنی ساخت ، می توان گفت که وارد دنیای جدیدی شده ایم. همه حالا می دانیم که کنگره آمریکا می تواند هم برجام را حفظ کند و هم آنرا به تاریخ بسپارد. اما این همه حرف نیست.

اخیرا ترامپ دو تصمیم گرفت که ایالات متحده را در موقعیتی عجیب قرار داد: او کشورش را از یونسکو خارج کرد و در مقابل برجام موضعی شدید و رویکرد تهاجمی نسبت به ایران گرفت.

این دو حرکت بسیار متفاوت بودند اما هر دو حرکت دهن کجی به اصول چندجانبه گرایی و مخالفت با دستورالعل هایی است که سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل را تشکیل می دهند. چرا که  یونسکو برای ارتقای فرهنگ و آموزش در سطح جهان ایجاد شده و وسیله ای برای برقراری صلح است و از طرف دیگر توافق با ایران از سوی پیشینیان ترامپ به همراه متحدانش و روسیه و چین پس از مذاکراتی فشرده به دست آمد تا خطر جنگی تمام عیار را در خاورمیانه رفع کند. مهم این است که برجام در قطعنامه 2231 سازمان ملل متحد به اتفاق آرا تصویب شده است. این توافقی است که به آسانی به دست نیامده و در حال حاضر رو به نابودی است.

این نابودی هم پایان یک ماجرا نیست. خود آغازگر سلسله ای از وقایع غیرقابل پیش بینی است. هزینه خروج از برجام تنها به گردن آمریکا نخواهد افتاد. در جهانی که بیش از پیش از عدم قطعیت و ناهنجاری رنج می برد ، آمریکا نمی تواند از آثار دومینو وار خروج از برجام پرهیز کند.

ژنرال مک مستر مشاور امنیت ملی ترامپ اخیرا در مقاله ای نوشت: «جهان ما به معنای جامعه جهانی نیست بلکه عرصه ای از کشورها، بازیگران غیردولتی و تاجران است که در رقابتی برای سود بردن شرکت می کنند.» او اضافه کرد: «به جای انکار این عناصر طبیعی در جریان جهانی، ما این مسائل را زیرسوال برده ایم.»

این جملات مشاور امنیت ملی آمریکا نشان می دهد که رقابت و اصل سود بردن میدان اصلی نبرد ها را تشکیل می دهد. در این میدان هم ایران خیلی مستحکم و قوی نیست. ما به ظرفیت خود آگاهیم و آنها هم خوب می دانند که ما چه داریم و چه نداریم. کجا هستیم و به کجا می خواهیم برویم. ضمن اینکه هم اکنون به قول برخی صاحب نظران سیاسی ،جمهوری اسلامی با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند و این مشکلات اقتصادی و اجتماعی طبعا خروجی خطرناکی را در عرصه سیاسی نمایان می سازد. از قضا آمریکا به واسطه همین امور ، معادله را می خواهد بر هم زده و بازی را به زمین خودمان بکشاند.

وقتی ما در دنیایی زندگی می کنیم که به قول ژنرال مک مستر بازیگران غیردولتی و تاجران در آن نقش اصلی را دارند ، پس باید گفت که دنیای پسابرجام هم بازیگران تازه ای می طلبد. مهم اینست که ما بتوانیم برای این دنیای جدید راه حل های تازه ای را پیش بکشیم که فارغ از نگاه ها و دغدغه های جناحی باشد. نگاه ملی و نگاه به داخل مهمترین مؤلفه ای است که می تواند ما را از این مخمصه نجات دهد.

ترامپ وقتی ماه گذشته در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد جمله ای جالب گفت. او وضعیت را اینگونه تشریح کرد : «بهترین راه برای بهبود شرایط انسانی، رویکرد ملی است. نه همکاری های بین المللی، نه مقررات جهانی و یقینا نه ارزش های جهانی

نگاه و رویکرد ترامپ بخوبی نشان می دهد که همکاری های بین المللی دیگر بی فایده است. پس ایران باید فکری تازه بکند. این دیدگاه می گوید که مقررات جهانی دیگر بهترین راه نیست ، پس ما با یک هرج و مرج مواجه خواهیم بود و باید برای آن آماده باشیم و این ضرورت وحدت در داخل را می طلبد. اگر رئیس جمهور ابرقدرت و یکه تاز این دنیا ارزشهای جهانی را هم زیر سئوال می برد ، پس نباید دور از انتظار دانست که ارزشهای جمهوری اسلامی را هم بر خلاف مصالح امنیت ملی کشورش برداشت کرده و با این مستمسک شیپورهای جنگی تازه را بدمد.

از این رو ، باید گفت که دنیای پسابرجام ، پیچیدگی های خاص خود را داراست. برجام فقط یک سند و یک توافق هسته ای نبود ، اعتبار آن آزمونی برای حفظ نظم بین المللی است و خدشه بر آن ، فروپاشی نظم کهن و تولد نظمی نوین خواهد بود که هیچ چشم انداز ساده ای را به روی کشورمان نمی گشاید. پس باید به دولتمردان و نهادهای بالادست گوشزد کرد که در روش و منش کشورداری فکر تازه ای بکنند در غیراینصورت این کشتی سالم از این طوفان خارج نخواهد شد.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here