حسین صفوی

ارزیابی عملکرد دولت در شرایط فعلی را برخی زودهنگام می پندارند و استدلالشان هم اینست که باید به این دولت فرصت داد. تازه خود را پیدا کرده و تازه کابینه به طور کامل چیده شده و لذا نمی توان به این سرعت وارد یک ارزیابی دقیق گردید. از نظر نگارنده ، از بابت عملکرد آقای روحانی در رابطه با مطالبات اصلاح‌طلبانه اتفاقا باید خیلی صریح نکاتی را مدنظر قرار داد.
اول آنکه روحانی بدون حامیان اصلاح طلب نمی توانست عرصه را بر اصولگرایان تنگ کند. درست است که خیلی نمی شود از ایشان انتظار داشت که همه وعده‌هایی را که در انتخابات داده محقق کند اما مهم‌ترین اولویت برای روحانی عمل به وعده‌هایی است که در انتخابات مطرح شد. اگر آن وعده ها به دست فراموشی سپرده شود ، سرخوردگی و انفعال در بدنه و شقه و دوسویگی در رأس جریان اصلاح طلب ابتدایی ترین خسارت خواهد بود.
برخی می گویند که روحانی به اصلاح طلبان پشت کرده و به جریان راست گرایش پیدا کرده است. برخی دیگر تحلیل شخصی و رفتاری را ملاک قرار می دهند تا این نظریه را تقویت کنند که روحانی همیشه اصولگرا بوده است.
واقعیت صحنه نشان می دهد که روحانی اگر چه هنوز به طور کامل به راست نچرخیده اما اقدامات و تصمیماتی که اتخاذ کرده نشان از چرخشی موزون به اصولگرایان است.
روحانی در فرایند انتخاب کابینه نقشی به زنان و جوانان و اقلیت ها اعم از کردها و سنی ها نداد. این امر مطلوب اصولگرایان و بویژه تندروها بود. سپس روحانی حتی در انتخاب استانداری ها و فرمانداری ها انعطاف لازم را نشان نداد و موضوع را بیشتر به وزیر کشور واگذارکرد و مدیران بیشتر از این استان به آن استان جابجا شدند و تغییر اساسی صورت نگرفت.
بحث انتخاب وزیر علوم هم که جای خود را دارد. وزیر علومی که بسیاری از دانشگاهیان و دانشجویان مخالفت علنی خود را با انتخاب او اعلام کردند. با این همه روحانی ، کارش را کرد و به توصیه ها گوش نداد و منصور غلامی هم از مجلس رأی اعتماد ضعیفی گرفت.
عدم پیگیری و موضعگیری صریح در مورد رفع حصر و بحث لغو عضویت یک هموطن زرتشتی در شورای شهر یزد نیز برای روحانی که در این موضوعات سکوت پیشه می کند یا خیلی به آن بها نمی دهد، امتیازی منفی برای او محسوب می شود. دیدار با مجمع روحانیون هم در این میان نشان داد که روحانی نمی خواهد جا پای خود را در میان محافل اصلی اصولگرایان از دست بدهد.
اگر این وقایع را در کنار دیدار روحانی با فرماندهان سپاه بگذاریم و همچنین مواضع علنی و صریح او در حمایت از صنعت موشکی ، حداقل به ما نشان می دهد که روحانی فعلا قصد بر هم زدن بازی با اصولگرایان را ندارد. روحانی و اعتدال را نمی توان اصلاح کرد. می شود با مشی اصلاح طلبی آنها را آشنا کرد و حداقل منافع ملی را به آنها گوشزد نمود ، اما اینکه بتوان روحانی و تیم او که حالا متشکل از واعظی ، آشنا و … هستند ، را به سمت اصلاحات اساسی سوق داد ، یک رؤیا بیش نیست.
ضمن اینکه نباید فراموش کرد که روحانی قطعا به فکر مواجهه با ترامپ و عربستان است و نمیخواهد در وضعیت بغرنج منطقه ای ، از انسجام و وحدت ملی هزینه دهد و باب اختلافات آشکارتری در داخل را باز کند.
دیدار سران سه قوه در تقریبا کمتر از دوهفته و نکته ای که روحانی در آن گفت قابل توجه بود. روحانی گفت: تصمیم گرفتیم که نشست سران سه قوه در فاصله زمانی کوتاه تر و به طور منظم تر برگزار شود .
اگر رئیس جمهور چنین جلساتی را هم به طور منظم تر و در فاصله زمانی کوتاه تر با نخبگان و سران اصلاحات در برنامه می گذاشت ، قطعا مسیر آینده هموارتر می بود ، اما اولویت های روحانی گویا چیز دیگریست.هفته گذشته بود که مصطفی تاج زاده گفت: ”ما از آقای روحانی انتظار داریم روی وعده‌های خود بایستد چون براساس این وعده‌ها از مردم رأی گرفته است. رها هم نخواهیم کرد. آنقدر فشار می‌آوریم و می‌ایستیم و مطالبه می‌کنیم که آقای روحانی یا اینها را اجرا کند یا به مردم بگوید که چرا بعضی از وعده‌هایی که داده را نتوانسته تحقق ببخشد.“
البته که فشار آوردن به روحانی در جای خود مناسب است ، اما این خیال باطل را باید از سر دور کرد که روحانی خودش را وامدار و مدیون اصلاح طلبان بداند. روحانی ، روحانی است. اینکه نمی خواهد یا نمی تواند همان روحانی زمان انتخابات باشد را به آینده می سپاریم. گذر ایام نشان خواهد داد که مشی اعتدال کدام چرخش اساسی را مدنظر قرار می دهد. اما تا آنزمان باید گفت که تمامیت کشور در حالت کنونی از این عدم توازن و فشارهای مضاعف اقتصادی و تبعیض های سیاسی در رنج است و این رنج را نباید نادیده گرفت.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here