سعید ایزدی

عبدالله گنجی، مدیرمسئول روزنامه جوان طی یادداشتی در كانال تلگرامی خود اخیرا نوشته بود كه ” روحانی مصداق واقعی یك راستگراست اما چرخ چپ‌ها را كه بعد از ۸۸ پنچر شده بود پنچر‌گیری موقت كرد و بدون اینكه بنزین هم درون آن بریزد تا در پاستور سوار شد. بله روحانی در دوشیدن چپ با هوش است! “

اینكه عبدالله گنجی از چه خاستگاهی این حرف را می زند ، جای بحث مان نیست. اینكه اصولگرایان تندرو هنوز در بهت و مات باخت انتخاباتی خود هستند ، جای صحبت بیشتری ندارد. اینكه از قضا همین اصولگرایان چقدر به جمعبندی نهایی رسیده اند جای تردید است. اصلا جمنا چه شد و به كجا رفت؟ اینكه آقایان رئیسی و قالیباف و میرسلیم هر یك موضعی گرفتند و رفتند را همه دیدند ، اما كجاست آن گفتمان درونی جبهه اصولگرایی؟ بهرحال خوبست كه آقایان كمی به خود آیند و به جای ریختن بنزین بر روی آتش احساسات مردم – از آن نوع كه در واكنش ها به یك جمله پندآمیز اینستاگرامی خانم مولاوردی مشاهده كردیم – بروند و برای آینده جریان و حامیان خود چاره جویی كنند.

روحانی قطعا باهوش است و می داند كه در كدام زمین بازی می كند. اصلاح طلبان هم فهمیدند كه به چه كسی رأی دادند و از قضا به چه كسی رأی ندادند چون آنها توسعه و تعالی را خواهان بودند و نه بازگشت به گذشته و دهه 60 !

بگیر و ببند جای خود را دارد ، همین حالا از متن و ادبیات این مدیران و اهالی رسانه كه در سایتها و رسانه های اصولگرا دست به قلم دارند ، كمتر می توان جای سالمی پیدا كرد كه برای یك منتقد یا نواندیش و یا حتی یك اصلاح طلب میانه رو قائل باشند. هر چه هست بدگویی و نفرت پراكنی است.

روحانی اتفاقا اهل ”دوشیدن چپ “ نبود ، روحانی بازی خود را كرد و بازی تندروها را بهم زد. حالا كه كشور با بحرانهای متعدد از مسائل اجتماعی گرفته تا اقتصادی و مالباختگان و … دست و پنجه نرم می كند و از آنجا كه در سیاست خارجی با یك ترامپ عجیب و غریب هم مواجه هستیم ، حكمت و مصلحت سیاسی اقتضا می كند كه روحانی آتش به اختیار نباشد و هوشیارانه این گردنه را عبور كند. در غیر اینصورت برای همین حضرات كه هنوز در ”فتنه 88 “ گیر هستند ، جایی برای عرض اندام باقی نمی ماند. آنها تنها سلاحشان انگ و تهمت و افتراست و دخالت در هر موضوعی كه منجر به یك نقض مصلحت ملی می شود را گویا وظیفه خود می دانند. همین تیتر كیهان در هفته گذشته كافیست كه سایر رسانه هایشان را ارزیابی كنیم. متأسفانه ما چنین هموطنان بی هوشی هم داریم! هر چندكه تاوان این مواضع و نیش و كنایه ها را در جایی پس خواهند داد.

یادآوری آخر را بكنیم كه اخیرا آقای باهنر گفت :” من بارها و بارها در جلسات خصوصی گفته ام که من سه جمله دارم, که اگر بخواهم این سه جمله را در تلویزیون بگویم, خود این سه جمله, ٨ میلیون رای برای من خواهد آورد. ولی من این سه جمله را هیچ زمانی نخواهم گفت. اینها وارد بحث هایی می شود که دیگر مرزهای اعتقادی است. آقای رییسی عوض تتلو, اگر می خواست خیلی رای اش بالا رود, کافی بود دو سخنرانی جدی علیه شورای نگهبان انجام می داد. فکر می کنید تتلو را در ستاد آقای رییسی آوردند, به رای او اضافه کرده, حتما اشتباه می کنید. رای او کم شد. چون تعدادی از بچه های اصولگرا هم به همین دلیل به ایشان دیگر رای ندادند. اصلا اگر قرار باشد فقط دنبال گرفتن رای باشیم, یک سری کارهایش را بلد هستیم. “

من باب توصیه خوبست كه ریش سفیدان اصولگرا یك كلاس آموزشی برای نخبگان رسانه ای خود نیز بگذارند كه چطور به جای توجیه شكست ، به پر و پای رقیب سیاسی خود نپیچند و به فكر پنچرگیری ماشین خود باشند!

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here