حسام محمدی

در عالم سیاست همه می دانیم که سیاه یا سفید وجود ندارد. هیچ چیزی ”مطلق“ نیست و منطق برآمده از واقع گرایی و مصلحت اندیشی نیز حکم می کند که تمام فرضیه ها را در نظر گرفت. امری محال وجود ندارد و باید برای هر سناریویی پیشاپیش آماده باشیم.

کما اینکه کسی گمان نمی کرد که روحانی در ایام انتخابات با نطق های آتشین بغض های فروخفته ای را بیدار کند و وعده هایی اساسی را بدهد ، اما بلافاصله بعد از آن در نظر و در عمل از همان منش فاصله بگیرد.

کسی گمان نمی کرد که روحانی حتی یک وزیر زن را در کابینه به همراه نداشته باشد. کسی گمان نمی کرد که روحانی که در ایام انتخابات چندین بار با تأکید اعلام می کرد که مردم قیم نمی خواهند و یک باند سیاسی بدنبال تخریب و دیوار کشیدن در پیاده روهاست ، حالا نیم نگاهی به همان قشر خاص دارد.

کسی گمان نمی کرد که روحانی حاضر به پذیرش آخرین گزینه برای وزارت علوم بشود و زیر فشارها سر خم کند. بله  ، همه اینها دور از ذهن می نمود ، اما ممکن شد. حال به چه باید پرداخت؟ آیا یقه روحانی را بگیریم ؟ آیا یقه خودمان را بگیریم که چرا فریب خوردیم؟ آیا یقه فراکسیون بی بخار امید را بگیریم که در رأی دادن به کابینه همه نرم های اصلاح طلبانه را کنار زد؟ بهرحال این هم داستانی از سرزمین ماست و سیاستمدارانی که بدون ریشه و بن مایه ذاتی کار خود ، به هر دری می زنند تا در مسند امور باقی بمانند. اما این وضعیت وخیم ، سرخوردگی و تنشهای کلان اجتماعی به همراه دارد. قابل دفاع هم نیست.

مردم قطعا ناامید شده اند. این ناامیدی دیگر نیازی به بیان علنی ندارد ، انتقادات و حملات هم به سوی جبهه اصلاحات است که باید یک بازبینی در نگرشهایش انجام دهد.

محمدعلی وکیلی عضوهئیت رئیسه و نماینده مردم تهران در مجلس شورای‌اسلامی، اخیرا با بیان اینکه بخشی از حملاتی که به فراکسیون امید می‌شود از جای دیگری طراحی می‌شود، خاطرنشان کرد: ” برخی در حال انجام یک اشتباه استراتژیک هستند و به نوعی می‌خواهند مردم را از جریان اصلاح‌طلبی عبور دهند. به این جریان که در حال مهندسی چنین برنامه‌هایی هستند می‌گویم که اگر این عبور دادن مردم در سال‌های ۸۴ و دولت دوم خاتمی بود، این برنامه قابل تامل بود، زیرا زمانی که مردم در دولت دوم خاتمی از جریان اصلاحات روی‌گردان شدند هنوز حکومت “تمام اصولگرایی” را تجربه نکرده بودند و با یک امیدی در سال ۸۴ به اصولگرایان تکیه کردند. مردم اکنون تجربه مدیریت اصولگرایان را دارند. مردم اکنون اگر از فراکسیون امید عبور کنند یعنی از جریان اصلاح‌طلبی عبور کرده‌اند و اگر از اصلاح طلبان عبور کنند دیگر به اردوگاه اصولگرایان روی نخواهند آورد و پشت خاکریز اصولگرایی پناه نخواهند گرفت. مردم اگر از اصلاح طلبان، به عنوان تنها تکیه‌گاه جمهوری‌اسلامی عبور کنند به معنای آن است که از جمهوری اسلامی عبور کرده‌اند؛ بنابراین طراحان و تخریب کنندگان فراکسیون امید، اگر صلاح می‌دانند که مردم از جمهوری اسلامی عبور کنند، همچنان در بوق ناامیدی خود بدمند! “

اشکال کار این نماینده مجلس در این است که تمام جریان اصلاح طلبی را در فراکسین امید می بیند. یعنی گویا آنها عصاره این فضلیت ! یعنی اصلاحات از نوع امیدی آن هستند. این یک اشتباه محض است که تبعات سنگینی دارد. البته ناگفته نماند که آقای وکیلی یک جا را درست نشانه گرفته و عبور از جمهوری اسلامی را تذکر می دهند. این باید ملاک عمل و تصمیم گیری در جریان اصلاحات باشد و به تبع آن نباید همه تخم مرغ ها را در یک سبد چید.

باید در نظر گرفت که عبور از اصلاحات اگر به عبور از جمهوری اسلامی می رسد، پس باید اصلاحات بازی کذایی را کنار گذاشت و به اصلاح اندیشه و گفتمان پرداخت. گفتمانی که از سال 76 غالب بود ، هم اینک تبدیل به یک پازل عجیب و غریب شده که نمی توان آنرا براحتی تکمیل کرد. همه گویا در همه چیز نقش دارند و فساد و رانت هم که الحمدالله در کشورمان بیداد می کند.

پس باید این هشدار را جدی گرفت که اصلاح طلبی در فراکسیون امید خلاصه نشده و عبور از آن به مثابه چرخش و گردش نخبگان و جوانان و زنان به گفتمان های جدید و نوگرایی خواهد بود که در آن آلترناتیوی برای آینده خود می بینند و آنوقت هیچ خاکریزی – تأکید می کنم- هیچ خاکریزی چه از نوع اصولگرایی آن و چه از نوع اصلاح طلبی آن نمی تواند مانع از تصمیم و اراده مردمی باشد که سالیان به یکی از آنها دل بسته بودند .

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here