محمد عبداللهی

صبح روز شنبه 4 آذر یانوش لواندوفسکی رئیس گروه روابط با جمهوری اسلامی ایران در پارلمان اروپا به همراه یك هیات 10 نفره از پارلمان اروپا وارد تهران شد. نمایندگان طیف های مختلفی از گرایشات سیاسی در این پارلمان اعضای هیات را تشكیل میدهند. سفر گروه روابط با جمهوری اسلامی ایران در پارلمان اروپا به دعوت کاظم جلالی رئیس گروه روابط با پارلمان اروپا ایران انجام شده است.

بنظر می رسد كه جاده دیپلماسی كشورمان در مسیر درستی ریل گذاری شده است و این ریل گذاری جدید، ظرفیت آمد و رفت هیات های مختلف با ثقل های گوناگون را پیدا كرده است. ناگفته نماند كه این دستاورد نیز در زمره دستاوردهای پسا برجام است ولی گویا این موفقیت ها به كام برخی ها از جمله دلواپسان نظام خوش نیامده است و كُر  هماهنگی را همراه با سوت و دف برای زمین زدن دولت شروع كرده اند تا چنین القاء كنند كه مذاكرات جدید و این آمد و رفت ها كه به بازگشائی دفتر اتحادیه اروپا در ایران منجر خواهد شد ادامه سریال ”خسارت محض“ است.

اصولگرایان سعی می كردند تا دستاوردهای مذاكرات هسته ای دولت را به هیچ پندارند. برخی از دوستان به تأثیرگذاری دیپلماسی آلرژی دارند، برخی از دوستان نیز بر این عقیده هستند كه برای ماهیگیری، ابتدا و حتماً نیاز است كه آب را گل آلود كرد تا بشود از آن ماهی گرفت.  اما هر دو دسته در یك واقعیت مشترك اند؛ در برابر دستاوردهای دیپلماسی دولت، نمی توانند آستانه تحملشان را بالا ببرند. عبور از این آستانه، باعث پخش سیگنال هایی از سوی آنان می شود كه مرغ پر كنده را نیز به شرم و حیا وامیدارد. این سیگنال ها را ملاحظه فرمائید: ”غرب از طریق حفظ رژیم تحریم‌ها و ساخت معادله‌های «تحریم، هسته‌ای»، «تحریم، منطقه» «تحریم، موشک»، «تحریم، حقوق بشر» و «تحریم، امنیت اسرائیل» می‌‌کوشد با کمک شبکه همکار داخلی (جریان غربگرا) ابتدا ایران را وادار به پذیرش نُرم‌های آمریکا نموده و سپس ایران اسلامی و انقلابی را در نُرم‌های جهانی‌سازی، بی‌هویت کند“.

در شرایطی كه رهبر معظم انقلاب در پروسه مذاكرات هسته ای بارها از شیوه پیشبرد كارها توسط تیم مذاكره كننده اظهار رضایت كرده و تاكنون نیز ابراز مخالفتی در تعامل با اتحادیه اروپا و گشایش دفتر در تهران بیان نكرده اند، این سیگنال ها از این هم فراتر می رود. برخی از دلسوزان نظام! برای این كه نشان دهند خیلی از آش داغ تر هستند، ایجاد دفتر این اتحادیه در تهران جهت گسترش و تعامل روابط اقتصادی و دیپلماتیك با اروپا را ایجاد ”لانه جاسوسی شماره دو“  تعبیر می كنند. با چنین تفاسیر و تعابیری، از این جماعت، هیچگاه نخواهید شنید كه آقای روحانی ـ علی رغم تمامی مشكلات پیش رو ـ توانسته است از فردای امضاء توافق هسته ای، سیاست نسبتاً مطلوبی را در عرصه از انزوا خارج كردن كشور ناوبری كند. لذا چنانچه در فردا روزی، برخی از عوام! از درب و دیوار دفتر فوق الذكر بالا رفتند و دودی از ساختمان دفتر بلند شد نبایستی متحیر و انگشت به دهان شد.

خوب است كه نسبت به مسائل درون نیز واقع گرا باشیم. در شرایط دشوار اقتصادی و بیكاری، شرایطی كه برای كشورمان فراهم شده حائز اهمیت است. مهم این است كه از چنین فرصت هایی چگونه بهره برداری كنیم. حال كه برخی از تحریم ها برداشته شده و فشارهای سیاسی علی الخصوص از سوی اروپا تعدیل شده چرا از فرصت بوجود آمده در جهت منافع جمهوری اسلامی استفاده نكنیم. هر عقل سلیمی حكم می كند كه برای خنثی كردن تهدیدات دشمن، از هر وسیله ای بایستی استفاده كرد. گذشته از افزایش حجم مبادلات اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا، طرف اروپایی به ویژه از زمان راهیابی دونالد ترامپ به کاخ سفید و ناسازگاری‌های وی با برجام تلاش‌های زیادی برای حفظ این توافق انجام داده است. اگر مواضع آمریكا علیه جمهوری اسلامی ایران را بعد از روی كار آمدن ترامپ واكاوی كنیم خواهیم دید كه تعامل با اتحادیه اروپا چقدر می تواند در عقیم كردن سیاست ایران هراسی ترامپ و سایر تهدیدات مؤثر باشد. لازم به ذكر است كه در جریان مذاكرات هسته ای، كشورهای مطرح در اتحادیه اروپا نقش تعیین كننده ای در روند مذاكرات داشته اند. این نقش بلاجایگزین، اگرچه شأن و جایگاه سیاسی اتحادیه اروپا را در عرصه بین المللی ارتقاء داد اما مطرح شدن جمهوری اسلامی ایران را نیز در بطن خود داشته است. لذا چنانچه اختلافاتی در خصوص مواضع كشورمان و بدعهدی های امریكا در مسیر اجرای توافقنامه هسته ای بوجود آید اتحادیه اروپا و شخص موگرینی رئیس سیاست خارجی اروپا نقش تعیین كننده ای ایفاء خواهد كرد.

اگرچه این بار پاشنه مذاكرات ایران با اتحادیه اروپا روی محور برجام، مسائل حقوق بشری و سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران چرخیده است ولی هر چه كه باشد، ختم به خیر است. جامعه مان در شرایطی است كه علی رغم برخی از كاستی های دولت در پاسخگو نبودن به مطالبات مردم، رو به جلو حركت می كند و دوست و دشمن، تفاوت دیو با دلبر را تمیز می دهند لذا سیاه نمایی و بولد كردن كمبودها و كوتاهی دولت نمی تواند مانع جدی در برابر سیاست خارجی توأم با تنش زدایی دولت تلقی شود. شرایط تغییر كرده است. درست است كه مردم با برخی از دولتمردان در زمینه های مختلف از جمله معیشتی اختلافاتی دارند اما نمی شود جناحی با مظلوم نمایی در برابر مطالبات ملتی بایستد و بر دیدگاه های تنگ خود اصرار كند. این، حكایت همان یخ فروشی است كه پس از سفر به قطب شمال، باز هم دكه یخ فروشی باز كرده بود!

 

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here