مقاله
محمد عبداللهی
در اینجا من قصد ندارم محمدرضا عارف را بعنوان نمودی از تمامیت جریان اصلاحات تلقی کنم، اگرچه اکنون وقتی از جریان اصلاحات نیز صحبت میکنیم نمی توانیم آنرا یک تمامیت بخوانیم همچنین من بر این نیت نیستم که صحبت های آقای عارف، بعنوان رئیس فراکسیون امید منتسب به جریان اصلاحات را دلیلی بر راهبرد این جریان و تا آنجا که به جریانات سیاسی برمیگردد آنرا آنقدرها تاثیر گذار در وقایع و تحولات کشور ارزیابی کنم. ولی در هر صورت هر جریانی از جمله به تعدادی از عناصر شاخص آن نیز شناخته میشود که میتوان با توجه به سوابق آقای عارف در جریان اصلاحات که هم اکنون نیز در سمت رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان میباشند، این انتظار را از آقای عارف داشت که هرگاه پشت تریبونی قرار میگیرد و یا در مصاحبه ایی به سوال خبرنگاری پاسخ میدهد، در مسیر اهداف و راهبرد های جریان منتسب به خود قدم به جلو بردارد. اخیرا آقای عارف در مصاحبه ای که خبرآنلاین آنرا منعکس ساخته است میگوید: ” … وقتی وزرا جواب تلفن مرا می‎دهند و من در این تماس‎ها می‎توانم مشکلی را حل کنم, چرا باید از طریق تریبون علنی مجلس با آنها صحبت کنم؟“ و یا درجای دیگر میگویند: ” وقتی کمیته رفع حصر تشکیل دادیم می خواستیم در سکوت کار را به پیش ببریم اما برخی نمایندگان آن را علنی کردند. هرگاه موضوعی علنی می شود کار سخت تر به پیش می رود“.
سخن این است که چرا جریان اصلاحات نباید صدای خود را به رساترین وجه و آنهم بطور علنی از تریبون های رسمی، همانند مجلس بیان کند، بنابراین آقای عارف و یا دیگر آقایان و یا جریانات حاضر در شورای عالی اصلاح طلبان باید به این امر عنایت داشته باشند که آنها برای هر یک از معضلات و مشکلات موجود در فضای سیاسی و اجتماعی و نیز اقتصادی و در ادامه آن معضل بزرگی بنام آسیب های اجتماعی که امروز گریبان مردم را گرفته است، باید پاسخ راهبردی روشنی داشته باشند و آنرا علنا و نه در پشت گوشی تلفن و یا ملاقات های پشت درب های بسته نمایندگی کنند. صحبت های آقای عارف دراین مصاحبه از یک حقیقت دیگر نیز رونمایی میکند. وی در چند سطر بعد میگوید: ” در مورد انتخابات مجلس و فراکسیون امید, ما با چالش هایی مواجه بودیم. اولین چالش این بود که ما ائتلاف‌مان را مکتوب نکرده بودیم و برخی که با لیست امید وارد مجلس شدند, از همان اول عملا گفتند هیچ وابستگی به شما نداریم! ما میثاقی امضا کرده بودیم اما این میثاق خیلی محکم نبود. بر اساس همین تجربه, در انتخابات شوراها محکم تر عمل کردیم. ما در زمان انتخابات مجلس شعار آرامش و امید را داده بودیم, لذا شرایط اقتضا می کرد که با آرامش به پیش برویم و خیلی مسئله را باز نکردیم. چراکه فکر می کردیم این موضع گیری ها مقطعی است و افراد برمی گردند. بحثی که آن اوایل برای تشکیل فراکسیون امید داشتیم این بود که آیا فراکسیون اصلاحات را تشکیل بدهیم یا فراکسیون امید را؟ به این نتیجه رسیدیم که برای گرفتن بهانه از برخی افراد و حفظ جامعیت لیست امید, بهتر است فراکسیون امید را تشکیل دهیم تا همان مسیر را پیش برویم.“
این سخنان این واقعیت را به ثبت می رساند که اگر دنبال فرایند دمکراتیک در مناسبات احزاب و جریانات اصلاحات هستید و همانطور که خود گفتید که حاضر به پرداخت هزینه آن نیز هستید، باید دیدگاههای خود در پاسخگویی به مسائل و معضلات حاد جامعه را با صدای رسا بیان کرده باشید، تا بقیه نیز در کمال اشراف و آگاهی انتخاب خود را بکنند، کما اینکه در جای دیگری از همین مصاحبه آقای عارف به درستی به این موضوع اشاره میکند که با استفاده از این تجربه در انتخابات شوراها وقتی محکمتر عمل کردند به نتایج بهتری دست یافتند. بنابراین در باز خوانی این تجربه، زمانیکه آقای عارف بر سر دوراهی پاسخ به این سوال قرار میگیرد که در شروع کار مجلس یازدهم باید فراکسیون امید را تشکیل میداد یا فراکسیون اصلاحات را، شاید چنین نتیجه گیری میکردید که باید فراکسیون اصلاحات را تشکیل میدادید .بنابراین اکنون میتوانستید با صدای قوی تری در مجلس خواسته های خود را اعلام کنید و بی تردید و بلاشک، هم در جریان اصلاحات و هم در کل جامعه نیز صدای رسا تری، در بیان خواسته ها و راهبرد های اصلاحات بر سر زبانها طنین انداز بود.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here