حسام محمدی
16 آذر و روز دانشجو هم آمد و گذشت. جریان های دانشجویی هم طبق معمول حرفشان را تا آنجا که اجازه می داد ، زدند و برخی هم سکوت پیشه کردند و عده ای هم آگاهانه به فضای پرتنش سیاسی دامن نزدند. گویا گرد مرگ بر دانشگاه پاشیده شده بود. خیلی سر و صدا هم نشد. اینجا و آنجا البته تجمعات محدودی شکل گرفت اما هر چه بود ، وجه صنفی از وجوه سیاسی و آزادی خواهی دانشگاه پررنگ تر می نمود. البته نباید خیلی هم بدبین بود. خدا را شکر که برخی جوانان و دانشجویان هزینه همین مقدار کنش در فضای موجود را می دهند و هنوز به قیمت ستاره دار شدن ، نطق های تیز و برنده ای را خطاب به مسئولین و نهادهای دولت و نظام بیان می دارند.
با این همه باید دید که مشکل چیست؟ آیا مشکل به دانشگاه و دانشجویان و خلاصه جنبش دانشجویی بر می گردد؟ یا مشکل به واسطه ندانم کاری برخی اصلاح طلب نماهاست که بیش از پیش بر طبل خودرأیی و سکوت و لابی گری و خلاصه رانت و منافع شخصی می کوبند و تنها به نام اصلاحات، تابلودار حرکت می کنند اما هرگز چیزی از اصلاح و اصلاح طلبی در آنها دیده نمی شود. هر چه هست محافظه کاری و حفظ وضع موجود است.
اخیرا سعید حجاریان تئوریسین اصلاحات مطلب قابل توجهی در مورد وضعیت اصلاحات نوشته بود. این متن در واقع یک خودانتقادی از وضعیت اصلاح طلبان بود. در بخش پایانی یادداشت حجاریان با تیتر ” کدام اصلاحات زنده باد؟ “ آمده است :
” اصلاحات حال و روز خوبی ندارد ولی تنها راه رهایی کشور از معضلات همین اصلاحات است و هنوز هیچ بدیلی در مقابل آن وجود ندارد. نه کسانی که به دنبال قیام های خیابانی هستند ره به جایی می برند و نه کسانی که به امید ترامپ نشسته اند و نه کسانی که به وضع موجود دل خوش کرده اند و سرشان را جز به علامت تأیید فرود نمی آورند. هیچ یک از این ها گرهی از کار فروبسته ما نخواهند گشود؛ این کشور آفت زده است و اصلاحات تنها نیرویی است که می تواند به دفع آفات آن کمک کند, بدون آنکه این مریض زیر تیغ جراحی از بین برود. کسانی که با نگاه ملی به مسائل می نگرند و اندک دلبستگی به دین دارند و حرکت امام حسین(ع) را حرکتی اصلاحی تلقی می کنند باید تلاش کنند, اصلاحات اصلاح شود و به جای پروژه های انقلاب در انقلاب یا انقلاب مستمر که ره به جایی نمی برند, پروژه اصلاحات در اصلاحات یا اصلاح مستمر را در دستور کار قرار دهند.“
براستی ، این کشور که آفت زده است و به قول حجاریان در کارش گره هم خورده ، چرا باید حتما زیر تیغ جراحی بمیرد؟ چه ترسی و چه واهمه ای از جراحی و تغییر کلان و به بیان حجاریان انقلاب در انقلاب ؟ حجاریان چرا نمی خواهد باور کند که بعد از گذشت 8 سال دولت احمدی نژاد و پس از گذشت تقریبا 5 سال از دولت روحانی ، اصلاح طلبی تبدیل به یک چرخة باطلی شده که فقط نمودی از حفظ طبقه متوسط و برخی نخبگان است که بر منفعت خاص خود تکیه و تأکید دارند.حداقل داریم همین فراکسیون امید را در مجلس می بینیم که به نام اصلاح طلبی اما به کام دیگران چه نقشی بازی کردند.
اتفاقا اصلاحات هم بدیل دارد. نباید در سیاست عقلانیت را فدای محافظه کاری نمود. این دیگر اسمش اصلاحات نیست که بر همه چیز مهر تأیید زد و همین وضعیت موجود را با تمام توان حفظ نمود و از آن دفاع کنیم و آنوقت زیر پرچم اصلاحات سینه بزنیم. چرا قیام ها و اعتراض ها راه به جایی نمی برد؟ آیا حجاریان این تئوری را پس از 88 با خود یدک می کشد و هنوز در آن دوران به سر می برد؟ چرا تئوریسین اصلاحات فکر می کند که برخی به امید ترامپ نشسته اند؟ مگر خودمان دستمان کج و خدای ناکرده یتیم شده ایم و در قحط الرجال به سر می بریم؟ از قضا مردم ایران ثابت کرده اند که با بیان خواسته ها و مطالبات و حضور و نمود خیابانی و در میدان است که می توان به اندک تغییر امیدوار بود و راه را به سوی آینده با افتخار گشود. در غیراینصورت پروژه ای که حجاریان از آن دفاع می کند و اصلاحات در اصلاحات نام می برد ، چیزی جز یک فریب ذهنی بیش نیست. همین کار و همین مدل را اصولگرایان به نوعی دارند می کنند و داریم هر روز احمدی نژاد و یارانش را می بینیم. حتی قالیباف هم صحبت از نواصولگرایی کرد. با این همه محصول جدی نداشته و بیشتر کشور را در قهقرای سیاسی فرو می برد. اما جبهه اصلاحات ، باید باور کند که بدیلی هم وجود دارد. بدیلی که به تمامیت و ظرفیت جوانان و زنان آگاه است و در نقش اپوزسیون نظام هم ظاهر می شود و از قضا به واسطه وضعیت جدید و بحران های اجتماعی ، کم کم جایگاه خود را در میان اقشار مردم باز می کند و این امر قطعا به انقلاب راه می برد و نه به اصلاحات. از اینرو باید گفت که اگر اصلاح مستمر شکست بخورد ،آنوقت فرصت دیگری برای نظریه پردازی جهت تداوم اصلاحات باقی نمی ماند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here