محمد عبداللهی

این روزها دو مقوله در گوشه و كنار تحولاتی كه در جامعه ما در جریان است با نگاهی عمیق تر، شایسته تامل و واكاوی است. اگرچه در ظاهر نا مربوط بهم می نمایند ولی بیانگر ریشه واحدی است و شاید بتوان گفت كه یكی محصول دیگری است. اولین آن، اینكه این روزها در مناظره ها و سخنرانی ها بمناسبت 16 آذر و روز دانشجو می شنویم كه هدف انقلاب سال 57 كسب آزادی بوده است یا استكبار ستیزی و مبارزه با استكبار جهانی بویژه آمریكا ؟ اما موضوع دیگر اینكه می بینیم هر روز واكنش هایی از جناح های مختلف نسبت به وقایع حول و حوش رئیس جمهور دولت های نهم و دهم صورت میگیرد. این وقایع این سوال را به ذهن متبادر میكند كه چرا در نظام جمهوری اسلامی روسای جمهور كه یك زمانی با آرای مردم به بالاترین مقام اجرایی كشور گمارده شده اند ، مورد غضب واقع شده و اكنون یكی ممنوع التصویر و یكی در حصر و یكی مطرود و در انزواست، درحالیكه در بسیاری كشورها می بینیم كه این شخصیت ها از آنجا كه پیشینه بالنسبه سیاسی و اجتماعی مقبولی در جامعه داشته اند، حتی در پایان دوره خدمت رسمی شان در كشور متبوع خود جزو سرمایه ها و پتانسیل های موجود آن كشور محسوب میشوند، بنابراین به مناسبت های گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، حقوق بشری و حتی بین المللی، از وجهه آنها برای كسب موقعیت های بین المللی استفاده میشود. نمونه های بسیاری از این مضمون چه درگذشته و چه حال، در جهان میتوان برشمرد كه در ظرفیت این مقال نمیگنجد، ولی بعنوان یاد آوری میتوان از جمع آوری كمك مالی برای قربانیان طوفانهای دریایی ویرانگر در ایالتهای آمریكا در مهرماه امسال با شركت 5 رئیس جمهور سابق آمریكا نام برد .در مقام مقایسه برای لحظاتی فقط بعنوان یك آرزو خوب است تصور كنید، اگر یكی از این شخصیت های ما از آنچنان موقعیتی برخوردار می بود كه میتوانست برای زلزله زدگان كرمانشاه چنین كمپین كمك مالی فوری و سریع برای آن عزیزان داغدار تدارك ببیند، بدون تردید با آنچه از مردم انسان دوست و دلسوز میهنمان نسبت به هموطنان كرمانشاهی خود درجریان زلزله اخیر مشاهده كردیم ، بی تردید اقدامی انسانی و ستایش برانگیر و به یاد ماندنی میبود. اما در عوض شاهد فوران حقد و كین ها نسبت به این آقایان میباشیم ، البته این به معنی نا دیده گرفتن خطاهای صورت گرفته از طرف آنها نیست، كما اینكه همین سطور خطاب به آنها نیز هست كه آنها را نسبت به موقعیتی كه می توانستند داشته باشند آگاه كند. اما همانطور كه در سطور نخست به آن اشاره شد ربط این مسائل كه هر كدام به نوعی در محافل جامعه ما مطرح میباشد چیست ، واقعیت این است كه اگراین روزها شاهد در هم پیچیدگی چنین مصائب و مشكلاتی هستیم، علت فقدان نهاد های دمكراتیكی است كه ضربه گیر و حلال مشكلات پیش روی جامعه خلاق و جوان و پویای ایران اسلامی عزیر ماست و اولین آموزه آن برای ما، لزوم احیای آزادی از دست رفته پس از دوران ستم شاهی بود.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here