محمد عبداللهی

این روزها بحث عبور از روحانی اوج بیشتری میگیرد، اگرچه برخی از دوستان اصلاح طلب اعتقادشان بر این است كه منشاء این بحث از خارج از طیف اصلاح طلبی است و چیزی است كه جریان رقیب میخواهد، ولی صداهایی كه شنیده میشود قبل از هر چیز خاستگاه اصلاح طلبی را نشان میدهد. حمایت هایی كه در بحبوحه انتخابات از شعارهای روحانی بعمل آمد از جانب بسیاری رای دهندگانی بود كه خواستار اصلاحاتی در وضع موجود بودند. فراموش نباید كرد كه حداقل 14 میلیون آرایی كه به صندوق ها به نفع روحانی ریخته شده بود صدای رسایی بود كه در شرایط دوقطبی روزهای قبل از رای گیری خواهان تصمیمات جدی از جانب روحانی برای تغییر اوضاع بود و روحانی نیز در همدان و تبریز و تهران به این صداها پاسخ مثبت داد و طنین شعارهای آنروز ها پس از گذشت 7 ماه هنوز در اذهان باقی است. بنابراین وقتی چنین مسائلی آنهم در سطح گسترده ایی كه یك صفحه آن شبكه های مجازی است گشوده میشود، انعكاس خواست جامعه است كه ضمنا دنبال پاسخ آن نیز هست، كما اینكه روز گذشته در مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگان ملت نیز همین عنوان را انعكاس دادند، برخی نمایندگان مجلس که در انتخابات ۹۶ از آقای روحانی حمایت کرده بودند, در جلسه علنی روز یكشنبه مجلس انتقادات تندی نسبت به دولت دوازدهم مطرح كردند. بنابراین حتی بیشتر این سوال پیش می آید كه اگر اشكالاتی در كار آقای روحانی و دولت دوازدهم است چرا اكنون صدای اصلاح طلبان حامی دیروز آقای روحانی بلندتر از صدای مخالفان جریانی آقای روحانی یعنی جناح رقیب میباشد. بنابراین نمی توان پاسخ دوستان جریان خودی را اینگونه داد وگفت : اصلاح‌طلبان از رأی به روحانی اصلاً پشیمان نیستند با این استدلال كه كسانیكه در دوره اصلاحات شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند تاوان آن را دادند. بعبارت دیگر نمی توان ، مطالبات واقعی را با ترساندن از آنچه متعلق به گذشته است بدون پاسخ گذاشت بلكه بدور از هر گونه منافع جریانی و گروهی، باید حركت در مسیر درست را نشان داد . در اینجا برای نشان دادن راه گرچه بنظر نمی رسد چندان ناپیدا نیست اشاره میكنیم.

میدانیم كه وعده های اقتصادی آقای روحانی همچنان بی پاسخ مانده است ، ركود و تورم و بیكاری قابل چشم پوشی نیست ، ارز هر روز گرانتر از روز قبل است و همچنان سیر صعودی دارد. همین دو روز قبل نیز آقای نوبخت اظهار داشت كه بانك مركزی فاقد ذخائر ارزی برای تزریق به بازار است. تجربه نیز نشان داده است كه هیچگاه با گران كردن هزینه ها نمی توان تقاضا را كاهش داد بلكه خود باعث گران شدن سلسله وار هزینه های دیگر خواهد شد. كاهش هزینه ها و دست یابی به اقتصاد پایدار نیازمند اتخاذ تصمیمات كلیدی و زیربنایی و البته هزینه دار است. بعنوان نمونه مقابله با جریان قاچاق كه حتی بنا به اظهارات مقامات نیز مشخص شده است كه از مبادی رسمی درجریان است یكی از آن تصمیمات كلیدی است كه برای اتخاذ آن نیاز به اراده ای مصمم و پی گیری مسئولانی پاك دست و دلسوز است كه البته هزینه های سنگینی خواهد داشت ولی شواهد زیادی نشان میدهد كه در صورتیكه مردم چنین اراده ای را در دولت برای بستن راههای سود جویی بی حد و حصر برخی دست اندركاران ببینند قطعا اعتمادشان جلب خواهد شد و هرگز از آرای گذشته خود پشیمان نخواهند شد.

پاسخ به چنین مطالباتی كه بیانگر خواست مردمی است كه در 29 اردیبهشت پای صندوق رای آمدند البته كاری ساده نخواهد بود ولی نا ممكن هم نیست. آقای روحانی در پاسخ به این خواسته كه چرا اجازه حضور حتی یك وزیر زن در كابینه دوازدهم را نیز نداده است گفت تلاش كردم ولی نشد ، در قضیه رفع حصر نیز پاسخی مشابه ای دادند. ولی باید پذیرفت كه حامیان سابق او خواهان ایجاد تغییراتی هستند كه به آنها وعده داده شده است و الا پروژه عبور از روحانی چندان دور از ذهن نیست و البته آنرا باید حركتی رو به جلو دید.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here