حسام محمدی

حجت الاسلام حسن روحانی  روز سه شنبه 28 آذر در نخستین اجلاس ملی گزارش اجرای حقوق شهروندی سخنانی را ابراز داشت که به نوعی بازگشت به گفتمان انتخاباتی بود. هر چند که برخی تحلیلگران این سخنان را در چارچوب خنثی سازی طرح عبور از روحانی دانستند ، با این همه نیم نگاهی به اظهارات روحانی خالی از فایده نخواهد بود.

آقای روحانی در بخشی از این سخنرانی اظهارداشت: ”چرا مردم انقلاب کردند؟ مردم انقلاب کردند که به حق‌شان برسند، چرا در انتخابات شرکت می‌کنند؟ برای اینکه به حق‌شان برسند و چرا نقد می کنند؟ برای اینکه به حق‌شان برسند.“ اینکه رئیس جمهور اینگونه از حق مردم دفاع کرد ، البته برای ما تازه نبود ، اما مهم صرفا بیان و کلام نیست بلکه عامل مهم عمل به این وعده هاست. یعنی وقتی قرار است مردم با نقد دولت به حقشان برسند ، بنابراین آقای روحانی باید این انتظارات را برآورده سازد تا این منش در دولتمردان ما جا بیافتد.

روحانی در جای دیگری گفت :” شما نمی‌دانید در این روزهای اخیر چقدر خوشحالم. شاید باور نکنید، اگر بگویم چقدر خوشحالم، وقتی بودجه ما  به مجلس رفت و از فردا در فضای مجازی، غوغایی بپا شد؛ چقدر قشنگ. همه مردم به صحنه آمده اند، اظهارنظر و نقد می‌کنند. سازمان برنامه و بودجه، دولت و شخص رییس جمهور را نقد می‌کنند. دست‌شان درد نکند، ‌دست‌شان را می‌بوسم.“

این دست بوسی که جای خود را دارد، اما آیا مردم گوش شنوایی را بالاخره در دولت می بینند که حداقل تغییراتی را در تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی مدنظر قرار دهد؟

دکتر روحانی اضافه کرد: ” باید خادم و نماینده خودتان را نقد کنید. راجع به بودجه‌ها مردم صحبت می‌کنند و می‌گویند فلان دستگاه چرا باید اینقدر پول بگیرد. این حق مردم است. مردم دارند مقایسه می‌کنند، می‌گویند فلان دستگاه فرهنگی اینقدر میلیارد تومان بودجه برایش گذاشتید. اعتراض می‌کنند و می‌گویند چرا اینقدر زیاد؛ اهلاً و سهلاً همه چیز با مردم است.“

طبعا وقتی مردم صدایشان را به دولتمردان رسانده اند ، حالا این وظیفه حکومت است که تغییرات و اصلاحات را انجام دهد. از جمله در همین بودجه که آقای روحانی هم به آن اشاره داشت. مردم همه از نحوه تقسیم بندی بودجه به نهادها و مؤسسات فرهنگی شاکی هستند و گلایه ها در رسانه های اجتماعی بسیار بود. بالاخره در این وضعیت دشوار اقتصادی باید گفت که هیچ چیز مهمتر از چرخ زندگی مردم نیست و آقای روحانی باید توجه کند که صرفا نقد کردن هم دردی را دوا نمی کند و ایشان به همراه کابینه اعتدالی باید خط تغییر و عملگرایی در شعارها را پیشه گیرند. یک نمونه آن در مورد اینترنت و آزادی های در فضای مجازی است.

آقای روحانی در این رابطه  تصریح کرد:” ما فضای اینترنت امن و سالم و راحت و ارزان می‌خواهیم. اما در عین حال ما یک فضای امنیتی نمی‌خواهیم. نمی خواهیم برویم  ببینیم در زندگی و امور خانوادگی مردم چه خبر است؟ دو تا دوست چه می‌کنند؟ کی به چه کسی و فلان فرد سیاسی یا حزب سیاسی چه پیامک زد و چی گفت؟ رها کنیم، دست برداریم و مردم را آزاد بگذاریم. نمی‌شود! آن دوره گذشت، والله گذشت، ول کنید.“

 هر چند که این صحبتهای آقای روحانی شبیه به گفتمان انتخاباتی بود ، اما خوب می بود که آقای روحانی به محدودیت های اصلی و موانعی که برای کارش دارد هم اشاره می کرد و همچنین دستگیری و بازداشت و احضار مدیران کانالهای تلگرامی و یا سایت هایی که هر از گاهی نقدی به سیاست های کلان نظام انجام می دهند. لازم به یادآوری است که دولت آقای روحانی زیر ذره بین دوستان و دشمنان است. وقتی روحانی می گوید : ”بگذاریم فضای دانشگاه آزاد باشد. همین‌جا به آقای دکتر غلامی می‌گویم دانشجوی ستاره‌دار نباید داشته باشیم.“ اولین سوالی که برای مردم ایجاد می شود اینست که بالاخره دانشجوی ستاره دار را چه کسی باید تعیین تکلیف کند؟ آیا دکتر غلامی اختیاراتی دارد؟ اصلا آیا خود رئیس جمهور می تواند ورود کند و این مسئله را یک بار برای همیشه از دانشگاه های ما منتفی سازد؟ بنابراین صحبت اصلی رو به خود رئیس جمهور است که مردم نگاهشان به ایشان است و نه شخص وزرا.

در جای دیگری آقای روحانی  جملات پرمغزی را گفت :”والله پیغمبر با علم الهی و با استعداد بلند ذاتی‌اش، همه منافق‌ها و کفار را می‌شناخت و می‌دانست اما آیا به آنها متعرض می‌شد؟ به آنها می‌گفت شما در خانه چه کردی؟ به آنها می‌گفت دیشب چه اقدامی انجام می‌دادی؟ ولله پیغمبر شنود نمی‌گذاشت! “

خواننده و شنونده این اظهارات درمی یابد که روحانی با مشکلات موانعی روبروست. برخی ها را می تواند در علن مطرح کند و برخی را هم به قول دوستانشان در خفا پیگیری می کنند ، مانند رفع حصر. اما تا جایی که به اختیارات رئیس جمهور بر می گردد ، طبق قانون بالاخره رئیس جمهور می تواند به وزیر اطلاعات یا وزیر ارتباطات دستور و فرمان کتبی یا ابلاغیه یا هر چه که اسمش را بگذارید ، صادر کرده و اتفاقا همین داستان ”شنود“ را از کشور ما جمع کند. به قول آقای بسم الله ! مگر کسی مخالف است؟ اما وقتی کار به اجرا می رسد و وقتی موضوع از حرف به عمل می کشد ، آنوقت همه چیز فراموش می شود.

درد اینجاست که ما خوب حرف می زنیم ، خوب وعده می دهیم ، خوب به همدیگر امید می دهیم ، اما وقتی کار به دست کردن در جیبمان می کشد ، آنوقت متوجه می شویم که چه هزینه کلانی باید داد و لذا همه چیز به ورطه فراموشی کشیده می شود.

سخنان این بار آقای روحانی واقعا جای تشویق دارد و بسیاری را راضی و خشنود ساخت ، اما باید همه این حرفها را در تغییرات لایحه بودجه ، پایان یافتن شنود در کشور ، اتمام دانشجوی ستاره دار و… در عمل زیر ذره بین برد که بالاخره اجرایی می شود یا خیر؟ اگر نشد، اینبار رئیس جمهور  با سونامی ریزش حامیانش مواجه خواهد بود که همین الان هم به نیم بندی باقی مانده اند و در برابر دشنام ها و طعن و زخم زبان حریف داخلی و دشمن خارجی صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here