حسین صفوی

به پایان سال میلادی 2017 نزدیك می شویم و از هرگوشه ای كه به وقایع و حوادث مربوط به این سال نگاه میكنیم ، بی تردید در می یابیم كه ایران در بحران است. نه اینكه كشورهای دیگر هم وضعشان خیلی خوب باشد یا مشكل نداشته باشند ، اما واقع امر این است كه ایران ما از این حیث یك استثناست.

 بلاتكلیفی صندوق های قرض الحسنه‌, بدهی موسسات مالی و اعتباری ، ورشكستگی صندوق های بازنشستگی ، تأخیر در پرداخت حقوق كارگران ، معلمان و كارمندان و پرستاران از یك طرف و حوادث غیرمترقبه خشکسالی طولانی مدت, خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و پدیده ریزگردها در پایتخت و سایر شهرهای كشور ، فعال شدن گسل زلزله های خانمان برانداز ،  از طرف دیگر ، نشان می دهد كه ما وضعیت باشكوهی نیستیم! یعنی اقتدارمان اگر در عراق و سوریه به اثبات رسیده اما در داخل با بحران هایی مواجهیم كه كمتر از یك فاجعه تاریخی نیست.

بحث هم این نیست كه سیاه نمایی كنیم و صرفا ضعفها و كمبودها را بگوییم ، اما خدا را خوش نمی آید كه حقیقت پنهان بماند. آیا در طول این سالیان نمی شد كه برای مجموعه این معضلات چاره ای اندیشید ؟ اصلا به گذشته كاری نداریم ، حالا چرا كاری صورت نمی گیرد؟ چرا ستاد بحران تشكیل نمی گردد كه حداقل به وضعیت وخیم كنونی رسیدگی كند؟ مگر مسئولان نمی بینند كه مردم روزانه در سطوح مختلف با چه پدیده هایی دست و پنجه نرم می كنند؟

افزایش بیکاری و كاهش رفاه و ركود اقتصادی و ضعف معیشت خانوارها در یک روند سالم و یك سیستم معمولی هم با بهترین خدمات دولتی ، كل دستگاه را فشل و نابود می كند چه رسد به اقتصاد دولتی و وابسته به نفت ما! حالا بودجه جدید هم در راه است و كلی حرف و حدیث پشت آن آمده . نقدینگی هم كه قطعا بیشتر می شود و با حذف یارانه ها و افزایش قیمت حامل های انرژی كم كم با یك ونزوئلای دیگر مواجه خواهیم شد.

از اینرو خطاب به مسئولین و تمامی دست اندركاران باید گفت كه حقوق شهروندی جای خود ، حقوق پایه و معیشتی و حق حیات مردم را در نظر بگیرید و وضعیت كشور را به آستانه انفجاری نرسانید. بودجه مملكت باید صرف ضروری ترین دستگاه ها و محیط زیست و حفظ طبقه متوسط برای تداوم ثبات اجتماعی هزینه گردد در غیر اینصورت ایران در بحران نمی ماند بلكه ایران به انفجار می رسد.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here