حسام محمدی

احمدی نژاد طی 2 هفته گذشته ، حرف های زیادی زد. نوارهای زیادی پر كرد و البته متون زیادی هم منتشر نمود. بررسی چند نمونه از آنها خالی از لطف نیست.

وی در روز 28 آذر خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه گفت :”معلوم است که ایشان از عدالت ساقط است و معلوم است که در دستگاه زیر نظر وی چه می گذرد. فریاد مردم از ظلم برخی عناصر قضایی به آسمان است ایشان در دوره مدیریت خود در عمل نشان داده است که به قانون اساسی, آیین دادرسی و امور قضایی آشنایی ندارد, و آنها را زیر پا می گذارد. تقریبا دستگاه نیم بند قضایی را متلاشی کرده و از اعتبار انداخته است … از همه مهمتر, مردم ایشان (صادق لاریجانی) را نمی خواهند و ناراضی هستند و این وضع را به زیان کشور, انقلاب و نظام می دانند ….ایشان به دلیل عدم صیانت نفس, نقض مکرر قانون اساسی و قوانین عادی, و بروز نشانه های بیٌن از عدم صلاحیت, فاقد مشروعیت است و ادامه کار ایشان ناقض حقوق رهبری و جمهوری اسلامی و مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور و انقلاب است و از این جهت غاصب شناخته می شود“.

اینكه از سوی قوه قضاییه برخورد جدی با او صورت نگرفت و این امر مسكوت گذاشته شد و صرفا چند تهدید كلامی ابراز گردید ، شك و تردیدهایی را بر انگیخت كه احمدی نژاد به واقع پشتش به چه گرم است؟ اما این همه ماجرا نیست و نگارنده بر این باور است كه وی حركتی گام به گام را آغاز كرده و به سادگی هم دست بردار نیست.

اگر به گفته های بالا دقت كنید ، در می یابید كه او كینه عمیقی از رئیس قوه قضاییه به دل گرفته و حاضر است هر بهایی را بدهد تا او را از اعتبار به قول خودش ساقط كند. بنابراین باید گفت كه قوه قضاییه فعلا در مظان اتهام است و حرفهای احمدی نژاد هم در دل برخی ها نشسته چرا كه بوی تظلم خواهی می دهد. كم نیستند خانواده هایی كه كماكان از قوه قضاییه گلایه دارند و در خانه ای پرونده ای مفتوح است.

اما نكته مهمتر از این اظهارات ، احمدی نژاد در یک متن مفصل که روز یکشنبه چهارم دی در سایت «دولت بهار» منتشر كرد, ۱۰ «اشکال ساختاری» و ۲۰ «اشکال رفتاری» از عملکرد قوه قضائیه را مطرح کرده است.در این متن وی  ضمن مطرح کردن ۳۰ اشکال «ساختاری» و «رفتاری» در قوه قضائیه ایران خواستار تشکیل «شورای عالی قضایی» شد که برای تشکیل آن باید قانون اساسی جمهوری اسلامی تغییر کند.

”تمرکز قدرت و تعدی از ساختار قانون اساسی“, «عدم تطابق اختیارات با صلاحیت ها» و «وحدت شاکی, دادستان, قاضی و مجری» از جمله اشکالات «ساختاری» قوه قضائیه از دیدگاه احمدی نژاد است.

وی در پایان نوشته خود ۲۰ پیشنهاد را برای «اصلاح» قوه قضائیه مطرح کرده که «تعطیل کردن بازداشتگاه های اختصاصی», «انحلال حفاظت اطلاعات قوه قضاییه» و «منع کامل مقامات قضایی از دخالت در امور سیاسی و اتخاذ مواضع سیاسی» از جمله آن ها است.

وی همچنین خواستار جدا شدن سازمان ثبت اسناد, سازمان زندان ها و پزشکی قانونی از قوه قضائیه و واگذار شدن آن ها به وزارت دادگستری شده است. شفاف سازی کلیه قوانین و عناوین قضایی و شفاف سازی مسئولیت های مقامات قضایی ، تعیین مرجع مستقل برای شکایت از مقامات ارشد قضایی،   ایجاد یک مرکز مستقل و با استفاده از تمام ظرفیت های علمی کشور برای تربیت قاضی، تعریف دقیق جرم سیاسی و مجازات های آن از طریق قانونگذاری بخشی از پیشنهادات و اصلاحاتی است كه احمدی نژاد خواهان آنست.

بنابراین با این اظهارات و متونی كه احمدی نژاد منتشر می كند و در علن قوه قضاییه را به چالش كشیده ، باید گفت كه نقش او از حالت رئیس جمهور سابق خارج شده است. بیراه هم نبود كه همین دیروز رهبر انقلاب در سخنانی گفت كه مسئولان حق ندارند نقش اپوزسیون به خود بگیرند. حرف مشخص است. احمدی نژاد باید پاسخگوی 8 سال مدیریت اصولگراها و برادران قاچاقچی اش در كشور باشد ، اما به جای آن با فرافكنی سراغ قوه قضاییه رفته. قصد نگارنده دفاع از قوه قضاییه نیست و باید گفت كه این قوه هم خالی از خطا نیست و وجود 15 میلیون پرونده قضایی در جامعه ما یك فاجعه است و مردم كارد به استخوانشان رسیده است.

لازم است یادآوری كنیم كه صرف همین نوشته احمدی نژاد ، می تواند دستمایه بسیاری از فشارهای دیگر بر كشور باشد. دیر نخواهد بود كه سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل به واسطه اشكالاتی كه ”رئیس جمهور سابق“ از ساختار و رفتار قوه قضاییه گرفته، بیانیه ها و فراخوانها و حتی تحریم های جدید صادر كنند. آیا احمدی نژاد جاده صاف كن تحریم ها و فشارهای جدید خواهد بود؟ الله و اعلم!

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here