سعید ایزدی

اوضاع در کشورمان ناآرام است. این روزها ایران حال و هوای خاصی دارد.مسئولین کشور به شدت غافلگیر شده و مردم عاصی هم گویا آرامش نمی گیرند. این وضعیت یک گذار نیست ، یک حالت انفجار است.

 اعتراضات خیابانی ۷ دی در شهرهای مشهد، یزد، کاشمر، نیشابور و شاهرود و روز و شب ۸ دی در کرمانشاه، تهران، قوچان، قزوین، خرم اباد، اصفهان، اهواز، زاهدان، رشت و قم و نهم دی در تهران و سایر شهرها برخلاف اعتراضات معیشتی چند ماه اخیر مطالبه محور نبوده بلکه مقامات عالی رتبه و خود نظام را هدف قرار می‌داده است («مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر روحانی»)؛ با مشاهده برخی شعارها در شهرها می بینیم که این نشان دهنده ترکیبی است از گرایش‌های اصلاح طلبانه  «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «پلیس برو دزد را بگیر»، «نترسید نترسید، ‌ما همه با هم هستیم»)،  طرفداران پادشاهی («رضا شاه روحت شاد»؛ «ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره» ، «چه اشتباهی کردم که انقلاب کردم») و ساختارشکنانه با سمت و سوی گرایشات سازمان مجاهدین («ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند»، («زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «سید علی حیا کن ، مملکت رو رها کن» ، «چپاول گرونی، زمان سرنگونی»)؛ بوده است.  البته شعار‌های اصلاح طلبانه در حاشیه‌اند و حتی در برخی از اعتراضات نه تنها شنیده نمی شوند، بلکه جو علیه آنهاست: «اصلاح طلب، اصولگرا ، دیگه تمومه ماجرا.»

تمامی این گفتارها و شعارها را که نگاه کنید ، در می یابید که در وضعیت نرمالی قرار نداریم. برای تبیین این وضعیت که از کجا به کجا رسیدیم ، فرصت هست ، اما لازم به یادآوریست که سودبرنده اصلی و برنده اصلی این ناآرامی کدام جریان خواهد بود؟ چرا جریان تندرو و افراطی در تظاهرات نهم دی در مشهد شعار ” جنبش سبز اموی ، پیرو راه رجوی“ سر داد؟ آیا این آدرس دادن مشخص به یک جایگزین نیست؟ این خود برگی از نفاق تندروهاست. چرا که اصولگرایان تندرو خوب می دانند که مشکل فعلی معیشت و فساد و هزار و یک بلای اجتماعی و فرهنگی است که محصول مدیریت آنها بوده ، پس چرا اینگونه گرا می دهند؟ اگر چه که دولت روحانی هم کارنامه درخشانی تا کنون نداشته با اینحال باید همانطور که آقای جهانگیری گفت دود این اقدامات به چشم خودشان می رود.

اما در ورای همه محاسبات سیاسی باید گفت که برنده اصلی این تظاهرات از قضا بر خلاف آنچه که تندروها گمان می کردند ، همین ” پیروان راه رجوی “هستند. چرا که آنها می توانند بدنه حامیان خود را سازمان داده ، کنش های دیپلماتیک و اعتراضی را در خارج کشور را فعال سازند ، از گسل های اجتماعی بخوبی استفاده کنند  و ضمنا شورش را هدایت کنند. چرا که با نگاهی دوباره به شعارها در می یابیم که این اعتراضات ”نه“ بزرگی به وضعیت موجود است. پس باید گفت که مدعیان بصیرت ذره ای علوم اجتماعی و سیاسی هم ندارند که بتوانند چنین جنبش هایی را مهار کنند و خودشان با زمینه هایی که ایجاد می کنند ، جاده صاف کن حضور جریان سوم هستند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here