یادداشت کوتاه

حسین صفوی

جریان های مخالف دولت دوازدهم فکر نمی کردند که جرقه های تظاهرات مردم مشهد در چشم بهم زدنی دامن خودشان را نیز بگیرد. در شروع این تظاهرات، وقتی شعارهای مرگ بر روحانی سر داده شد قند در دل دلواپسان و احمدی نژادی ها آب می شد اما از این واقعیت غافل بودند که این شعارها از روحانی عبور خواهد کرد و شعارهای دیگری هم سر داده خواهد شد که بر مذاق جریان های مخالف دولت خوش نخواهد آمد.

گویا فراموش کرده ایم که ما، همه ما، در کشتی واحدی نشسته ایم و شرایط بسیار بسیار خطیر است. آنهایی که به مدت سی سال گوش خوابانده و مترصد فرصت نادری برای کله کردن نظام بوده اند در چنین بزنگاه هایی سر بر می آورند و اعتراضات مردم را از گرانی و مشکلات اقتصادی به سمت شکستن ساختارهای نظام سمت و سو می دهند. شعارهایی چون مرگ بر گرانی که در روز اول تظاهرات سر داده می شد از این دایره فراتر رفته و علاوه بر پر کشیدن بسوی شهرهای دیگر، به شعارهای تند و تیزی تبدیل می شود که حتماً در مخیله دلواپسان هیچ محلی از اعراب نداشت.

تندروها و دلواپسان نظام فکر می کردند که با سوار شدن روی اعتراضات مردم و سر دادن شعار مرگ بر روحانی، خواهند توانست روحانی را دم تیغ داده و مطالبات سیاسی خود را از وی وصول کنند. اما غفلت و یک بْعدی نگری، کار دستشان داد. دشمن که در این سالیان گوش خوابانده بود، در بزنگاه وارد میدان شده و برای تظاهر کنندگان پیام داد. بی جهت نیست که در اولین روز تظاهرات ـ قبل از اینکه سایر ضدانقلاب به این موضوع ورود کنند سرکرده منافقین با حمایت و ارسال درود برای تظاهرکنندگان، خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی میشود

یادآوری این مهم برای جریان های مخالف دولت آقای روحانی که طیف وسیعی از تندروها و طرفداران آقای احمدی نژاد را شامل می شود خالی از لطف! نیست که هشدار و هشدار؛ روحانی بهانه است، اصل نظام نشانه است، اوضاع هر آن می تواند از کنترل خارج شود و شرایط فعلی را نباید با شرایط 88 قیاس کرد. بحران های خیابانی مختص تهران نیست. صدای معترضان در اکثر شهرهای کشور نیز شنیده می شود. شک نکنید که دشمن قصد دارد این بحران های خیابانی را به بحران ساختاری تبدیل کند که در آن صورت، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here