حسام محمدی

رخدادهایی كه امروزه در سراسر كشور شاهد هستیم ناگهانی و بی‌مقدمه نبودند. تمامی این حوادث به مشکلات فقر و گرانی و بیکاری و اعتراض مردم علیه تبعیض و فساد و سوءمدیریت از هر سو بر می گردد كه از مدتها پیش بسیاری از تحلیلگران پیش بینی كرده بودند.

فقر و گرانی و بیکاری به صورت خردکننده‌ای بر توده‌ مردم فشار وارد می‌کند. تبعیض و فساد و سوءمدیریت هم واقعیاتی انکارناپذیرند. اما حوادث کنونی پایان یك دوران نیست بلكه خود آغازگر سلسله وقایعی است كه باید مورد تأمل قرار گیرد. اصلا تفاوت اعتراضات اخیر با سال 88 هم در همین است كه كشورمان از 1388 تا امروز به صورتی اساسی متحول شده، اما این تحول در سیاستهای اقتصادی بازتاب نیافته است.

سیاست تعدیل اقتصادی زیربنایی کهنه دارد كه نمی تواند به مطالبات روز جوانان و مردم پاسخ دهد و بهر ترتیب نمی توان آنرا وصله و پینه زد. توجه به این امر ضروری است كه بافت جمعیتی و مناسبات اقتصادی در شهرها و روستاها و همچنین ساختار خانواده ها هم دستخوش دگرگونی اساسی شده و الگوی مصرف هم تغییر كرده اما متأسفانه حاكمیت سیاسی و به تبع آن ، اقتصادی دولتی و تك پایه ما هیچ عوض نشده و به همان ساز كهنه كوك شده است.

كوشش ها برای مدرنیزه كردن كشور و حتی نرمالیزه كردن سیاست ها و بحرانهای داخلی نیز بی سرانجام بود و مشکلات دیگری را از پی آورده است. به بیانی دیگر جامعه ایران متحول شده، اما بافت و ساخت‌های کهنه باقی مانده و نسل جدید هم مطالبه خودش را دارد. از سوی دیگر حاشینه‌نشینی گسترش یافته و معضلات زیست محیطی و فرهنگی هم مزید بر علت شده است.

اما این گروه معترض چه می خواهند؟ به كجا باید پناه ببرد و چطور از سهم و ثروت كشور بهره مند گردد؟

مشكل دقیقا اینجاست كه هنوز گویا پیام معترضین درست و واضح شنیده نشده یا هنوز انكار می گردد. در بطن صدای اعتراضات اصلاحات اساسی دیده می شود ، اما وقتی مطالبه پاسخی نمی گیرد و سركوب می گردد ، جایش را به ساختارشكنی می دهد.این ویژگی و ذات قدرت است كه طبقه سیاسی دیوانسالار و فربه دیواری بلند و قطور میان خود و مردم محروم می كشد و ”خودی“ و ”غیرخودی“ و به بیان امروزین ”ژن خوب “ و ” آی كیوی “ بالا تولید می كند. وقتی نیازها فهم نگردد آنوقت حرفهای توخالی و شعارهای پوچ داده می شود كه هیچ دردی دوا نمی كند.

سرانجام كل دستگاه در یك دور باطل و چرخه ای كور قرار می گیرد و همان می شود كه در انتخابات قالیباف از آن بعنوان 4درصدی ها یاد كرد كه در واقع اشتهایی سیری‌ ناپذیر دارند.

بله ؛ ایران ایران ۱۳۵۷ و حتی 1388 نیست. گسل های عمیق و خطرناكی در زیر پوست جامعه وجود دارد كه اخیرا یكی از آنها فعال شده و اگر این گسل های ژرف به خوبی رصد ، دیده بانی و كنكاش نگردند ، می تواند زلزله ای مهیب ایران را فرا بگیرد. این زلزله از نوعی دیگر و بسا ویرانگرتر خواهد بود.

در این وانفسا نباید به دشمن اجازه داد كه در صفحه شطرنج داخلی ، از مهره های پیاده خود وزیر بسازد. دورانی عوض شده و جامعه مدنی هم رنگ و بوی تغییر به خود گرفته و هیچ حركتی را نباید كور و ساده پنداشت.

توصیه به تمامی دلسوزان و اصلاح طلبان اینست كه حركتهای خیابانی را جدی بگیرند و چنین اعتراضاتی را با عینك امنیتی نگاه نكنند.تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که سنگرهای تصرف‌شده در جامعه توسط معترضین و معاندین عرصه را بر حكومت ها تنگ می‌کنند و در نهایت نیرویی پیروز می شود كه ابتكار عمل را در دست داشته و بتواند با افكار عمومی همدل و همزبان گردد.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here