حسین صفوی

وقتی به گستردگی واكنش مقامات كشورمان به وقایع اخیر كشور نگاهی می اندازیم ، در می یابیم كه در بزنگاه ها گویا ساده ترین كار اینست كه به خواسته ها و مطالبات مالباختگان ، فقرا و محرومین ، كارتون خوابها و گورخوابها ، بازنشستگان و فرهنگیان انگ اجنبی و فتنه گر بزنیم.

از نظر نگارنده این نوع نگاه مصداق بارز باخت- باخت است چرا كه اگر اتفاقا صدای مردم در این برهه شنیده نشود ، آنگاه سونامی شدیدتری در راه خواهد بود. صبر مردم حدی دارد و البته در این میانه عده ای هم مشغول موج سواری شدند كه الان نمی خواهیم به آن بپردازیم.مهم اینست كه در چنین مقاطعی سره از ناسره جدا شود و بشناسیم كه آسیب ها چیست و آسیب ها كجاست؟ كدام قشر آسیب پذیر است و كدام جریان در این میانه مشغول سیاه نمایی است و كدام جریان سكوت پیشه كرده.

اگر جنس شعارها و بافت جمعیتی در تجمعات اخیر در شهرهای مختلف مورد واكاوی یك كمیته ملی قرار گیرد ، قطعا كه تشخیص این خواهد بود كه ما با نسل جدیدی مواجه هستیم. نسل جدیدی كه خواسته هایشان را در فرم و قالبی جدید بیان كرده اند. این امر را متخصصین علوم اجتماعی نمونه یك اعتراض خودجوش می نامند كه بدون راهبری و اهداف مشترك است. اما در تداوم آن طبعا از رهبری شاخص و اهداف برنامه ریزی شده مشترك برخوردار می گردند و آنوقت باید راه مذاكره و تعامل باز شود.

از اینرو فضا را باید برای رسیدگی ریشه‌ای به وجوه پیدا و ناپیدای این حوادث و رویدادها باز نمود و نهادهای مختلف با کارشناسی دقیق موضوع را در ابعاد ملی بررسی كنند. این صحنه ها تاكنون نادر بوده كه مردم یا عده ای یا حتی جوانانی بدینگونه شب ها به خیابان آمده و اعتراض خود را به سمع و نظر همگان برسانند و كار به جایی بكشد كه شورای امنیت برای موضوع اعتراضات داخلی كشورمان تشكیل جلسه اضطراری دهد! بنابراین با صحنه ساده ای مواجه نیستیم.

از این بابت باید گفت كه نفس این اعتراضات یك فرصت است و نباید تبدیل به باخت باخت گردد. دولت ها در چنین برهه ای ، بیش از آنكه سیاست های تعجیلی پیش گیرند و بخواهند دست و بال مردم را ببندند یا امور اقتصادی را اصلاح كنند ، مسئله را بازنگری كرده و به اهم مطالبات می پردازند. در همین چند روز اخیر اما گویا همه چیز به گردن آمریكا ، اسرائیل و عربستان و سلطنت طلبان و منافقین انداخته شد و یك چتر امنیتی در سراسر كشور سایه انداخت.

این سوال هم البته پیش آمد كه چگونه امنیت مثال زدنی كشورمان بدینگونه با یك تجمع به بلوا و آشوبی سراسری كشیده می شود و نهادهای امنیتی در غفلتند. غفلت عارضه جدی مسئولان ماست كه نهایت امر برای جمع كردن اوضاع مجبور می شوند ارتباطات و شكبه مجازی را محدود كرده و سرعت اینترنت را كاهش دهند.

 از این نظر باید گفت كه حاكمیت نباید با برگه های اصلی خودش اینگونه بازی كند چرا كه نتیجه ای جز باخت نخواهد بود. همین مسئله هم بهانه ای برای نهادها و ارگانهای حقوق بشری می شود كه راه را برای تحریم مقامات كشورمان باز می كند و لذا ضرر و زیان اینگونه سیاست های دفعتی و موقتی بیشتر خواهد بود.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here