گفتگو با حسام محمدی تحلیلگر و كارشناس مسائل سیاسی

× با سلام خدمت شما آقای محمدی ، پرسش اول این هست كه با توجه به اعتراضات اخیر ، از نظر شما چه جریان یا گفتمانی آغازگر این حوادث بوده است؟ یا اصولا ما شاهد یك جریان خودجوش هستیم؟

اجازه بدهید ، قبل از هر چیز مراتب تأسف خود را از بابت جان باختن تعدادی از جوانان و هموطنان معترض ابراز دارم. برای پاسخ دادن به سوال شما باید بگویم كه فارغ از اینكه چه جریانی شروع كننده بود یا نبود ، مهم اینست كه همه ما غافلگیر شدیم. یعنی ابتدا هم شعارها علیه دولت بود و خوب مشخص است كه كدام جریان علیه آقای روحانی این همه در بوق و كرنا می دمد ، اما كم كم سمت و سوی شعارها تغییر كرد و به كلیت نظام را نشانه گرفت.ولی به شما بگویم كه این اعتراضات خودجوش بود و فریاد مردمی خسته و مأیوس را می شد در سراسر كشور شنید.

×آیا ما با یك سونامی اعتراضی با شعار ”نه“ به وضع موجود مواجهیم؟  

بله ، قطعا. این معترضین كه صدا و سیما و برخی نهادها خیلی مشتاق هستند به آنها ”اغتشاشگر“ بگوید ، شعار مشخصی دادند. تعدادشان هم كم نبود. در بسیاری از شهرها هم به طور پراكنده جمع شدند و فریاد زدند. شما فكر می كنید پس شعارها چه مضمونی داشت؟ وضعیت موجود و تداوم آن برای بسیاری از مردم قابل قبول نیست. موضوع معیشتی و اقتصادی شوخی بردار نیست و نمی توان با نان و كار و زندگی مردم بازی كرد.

×شما واكنش دولت آقای روحانی و اصولگرایان را چگونه تببین می كنید؟

از نظر بنده ، واكنش دولت خیلی منفعلانه بود. هر چند به طور ضمنی از اعتراض و انتقاد حمایت می كردند ، اما راه حلی داده نمی شود یعنی هیچ نهادی نمی آید بگوید كه من از فردا چه خواهم كرد. تدبیر در این است كه برای چنین روندهایی برنامه ریزی داشت و بتوان پاسخی كامل و جامع ارئه كرد. از طرف دیگر واكنش اصولگرایان خوب مشخص است. شما صدا و سیما و بسیاری از نهادهایشان را می بینید ، از موضع جمنا گرفته تا ائمه جمعه. همه یكصدا محكوم می كنند و بیشتر ماهیت خارجی و فتنه گری معترضین برایشان مهم است. كسی هم نمی آید به حل مسئله بپردازد.

برگردیم به اعتراضات. ماهیت شعارها و سودبرنده اصلی این اعتراضات چه كسانی هستند؟ از نظر شما آیا تداوم وضع موجود به جیب جریان اپوزسیون خارج كشوری نظام و مشخصا منافقین می ریزد؟

ببینید ، نباید همه چیز را سیاه و سفید كرد. بالاخره عده ای به خیابان ها آمدند و اعتراضشان را به گوش همه رساندند. نباید خیلی بند این یا آن شعار باشیم. هر چند كه بالاخره جریان منتقد آقای روحانی و به طور خاص اصولگرایان تندرو و حتی احمدی نژادی ها ، از این وضعیت سود می برند. یعنی آنها در صدد تضعیف روحانی و برنامه های دولت او هستند. اما وقتی موضوع به كف خیابان می كشد ، وقتی سفره را شما باز می كنید ، طبعا باید نظرات بیشتری را هم بشنوید. یعنی بالاخره در همین نظام ، طبق آمار وزارت كشور 18 میلیون نفر به پای صندوق رأی نرفتند. حتما در چنین اوضاع و احوالی جریانی پیدا می شود كه بتواند صداها را هماهنگ كند. نهایتا هم می توانند از این برهه برای مشروعیت خود بهره لازم را ببرند.

برخی تحلیلگران سیاسی و نخبگان جامعه ما گفته اند كه این اعتراضات ایران را شبیه به وضعیت سوریه می كند، آیا با این تحلیل موافقید؟

به هیچ عنوان. ایران سوریه یا لیبی و عراق نمی شود. این خیلی ساده انگاری است كه بخواهید كشورمان را در تراز با آنها ببینید. سوریه و لیبی و كشورهایی كه درگیر جنگ داخلی شدند ، با تحریك خارجی و حضور ابرقدرتها به چنین وضعی افتادند. اما آیا ما در چنین حالتی هستیم؟ این اعتراضات از نظر بنده كاملا توسط مردم ایران انجام شد و همین مسئولین را غافلگیر كرد. ایران ظرفیت سوریه شدن را ندارد. مردم ایران هم مردم سوریه و لیبی نیستند كه بخواهند سلاح برداشته و استان به استان جنگ داخلی علیه یكدیگر را آغاز كنند.

اگر این اعتراضات ادامه یابد ، آقای روحانی به نظرتان شخصا برای پاسخ دادن به آنها به كدام سو چرخش می كند : به سمت جریان تندروتر یا اصلاح طلبان؟

بگذارید این را به خود آقای روحانی واگذار كنیم! از نظر من اصلاح طلبان رفوزه شدند و ما با طبقه متوسط محافظه كاری مواجه هستیم كه به سادگی تن به تغییرات بنیادین نمی دهد. حالا آقای روحانی چه می تواند بكند؟ هم دستش بسته است و زیر فشار است و هم رمقی دیگر برایش باقی نمانده كه بخواهد مثلا در بودجه تغییراتی كلان ایجاد كند. از هر نظر كه نگاه كنید ، روحانی مجبور است كه وضعیت موجود را حفظ كند و خود را با نهادهای بالادستی هماهنگ كند.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here