حسین صفوی

اخیرا خبرهای عجیبی به گوش می رسید. نمی دانیم كدام یك را باور كنیم . از یك طرف رئیس قوه قضاییه از توقف احكام اعدام برای مجرمان مواد مخدر خبر می دهد ، اما از طرف دیگر مهدی نوید ادهم, دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش, اعلام کرده است که تدریس زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی دولتی و غیر دولتی در ساعات رسمی یا غیررسمی ممنوع است و در صورت مشاهده برخورد خواهد شد.

براستی كه دی ماه 96 پرحادثه بود! چرا وزارت آموزش و پرورش تصمیم به ممنوع کردن آموزش زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی گرفته است ؟

دلیل رسمی که مسئولان آموزش و پرورش برای توجیه این تصمیم مطرح كرده اند، مسئله تقویت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی اسلامی دانش آموزان بوده است. یعنی زبان انگلیسی مانع از فراگیری زبان فارسی توسط كودكان ایرانی شده بود؟ این استدلال ظاهرا بسیار بی پایه است. چرا كه بهرحال كودكان در مدارس ابتدایی كشورمان در محیط خانه و همسایه و كوچه و خیابان بزرگ می شوند و همچنین در سایر كلاسها و درسهایشان به زبان فارسی فكر می كنند ، می نویسند و سخن می گویند. پس قاعدتا نباید تقویت زبان فارسی را ملاك دانست.

هم اكنون مدارس گوناگون غیر دولتی, نیمه دولتی و یا بخش کوچکی از مدارس دولتی، زبان انگلیسی را بصورت فوق برنامه به دانش آموزان درس می دهند و این کلاس ها اجباری نیستند. به این ترتیب باید گفت در شمار کمی از مدارس ابتدایی ایران زبان انگلیسی تدریس می شود.

ضمن اینكه هیج رابطه ای میان یادگیری یک زبان خارجی و زبان مادری وجود ندارد. مشکل اگر باشد در نبود زیرساخت های آموزشی و همچنین در کیفیت آموزش و نیز نوع آموزش معلمان و یا محتوای کتاب های درسی مان است. بهرحال این شورای عالی آموزش و شورای عالی انقلاب فرهنگی است كه در مورد محتوای دروس تصمیم میگیرد ، اما در بسیاری از کشورهای دنیا آموزش زبان یا زبان های خارجی بسیار زود و از همان دوره ابتدایی آغاز می شود چرا که پژوهش های آموزشی نشان داده اند که کودکان تا سن 10 یا ۱۲ سالگی از ظرفیت زیادی برای یادگیری زبان های مختلف برخوردارند.

با این مصداق اگر  زبان انگلیسی مانع تقویت زبان مادری و زبان فارسی بود پس چرا اکنون زبان عربی از همان سال اول ابتدایی تدریس می شود ؟

لازم به یادآوریست كه حجم مطالب دینی که جذابیت کمی برای بچه ها دارند و حتی فهم آنها هم برای سنین پائین مشکل است در كاهش كتاب خوانی و حتی مطالعه نیز در دانش آموزان تأثیر داشته و این موارد را حتی درخانه و همسایه خودمان به چشم می بینیم.محتوای دروس دشوار و کتاب های درسی دوره ابتدایی دچار فقر كیفیت هستند.

در كشورمان متأسفانه گویا آموزش و پرورش هم سیاست زده شده است. دولت نگاه انحصاری به آموزش دارد و به آن بصورت ابزاری برای تربیت نسل نوجوان نگاه می کند. ظاهر قضیه اینست كه گویا ممنوع شدن زبان انگلیسی مقابله با تهاجم غرب و غرب زدگی است اما آقایان باور بكنند یا نكنند ، سلیقه و ذوق در یك نسل با نسل دیگر متفاوت است و تحمیلی نیست. نمی توان با این شگردها جذابیت و اعتبار فرهنگ سایر كشورها را زیر علامت سوال برد.

اهمیت زبان انگلسی تنها معطوف به خودش نیست ، هم اكنون این زبان به اصلی ترین وسیله ارتباطی كلامی و نوشتاری بین المللی تبدیل شده است. محدود کردن یادگیری زبان انگلیسی به معرفی فرهنگ غنی خودمان و ارتباطمان با جهان لطمه می زند و این كم چیزی نیست.

در آخر باید گفت كه حذف چنین امکاناتی در كشور با پیشرفت تكنولوژی روز ناهمخوان است و همین عامل باعث از دست رفتن شغل های بسیاری می گردد. پس بهتر است به جای اینكه یك زبان خارجی را دشمن داخلی فرض كنیم ، آنرا وسیله ای برای معرفی فرهنگ و هنر كشورمان بدانیم و با سیاست های انقباضی ، گره ای بر گره های كور این مملكت نیفزاییم.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here