حسین صفوی

بد نیست كه حالا به آثار و اهم وقایع بعد از اعتراضات اخیر بپردازیم. اما گویا مجالی نیست. هنوز در آتش سانچی می سوزیم ، هزار و یك بلای خانمانسوز هم در انتظارمان….

روزگار غریبی است كه ایران و ایرانی با مشكلات اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم می كند و با اینحال بر روی دریایی از نفت نشسته است. تأسف باید خورد كه مدیریت ضعیف مان در همه جا ناكارآمدی بارزی را نشان می دهد… اما این همه داستان نیست.

قصدم اینست كه من باب توصیه چند كلامی به دوستان اصلاح طلبمان بگویم وامید كه این حقیر آنچه لازم بود گفته باشد:

  1. اعتراضات اخیر در شهرهای كشور نشان داد كه مشكل معیشت و بیكاری جدیست. اما جدیتر از آن نحوه برخورد ما با این جوانان است. اصلاح طلبان نتوانستند این موج را خوب هضم و جذب كنند و بیشتر درصدد مهار و تكذیب و انكار آن برآمدند. این جای پرسش دارد. چگونه كه در سال 88 این را حق خود می دانستیم كه اینگونه به كف خیابان بیاییم ، اما حالا چرا نه؟ چرا باید این حركتها واعتراضات را تنها به سرخوردگی عده ای جوان و بیكار تقلیل دهیم؟
  2. ابوالفضل قدیانی یكی از بازداشت شدگان سال 88 اخیرا یادداشتی نوشته بود . در قسمتی از آن آمده است:” با دردمندی باید گفت که دوستان اصلاح‌طلبی که لااقل در برهه فعلی از تفسیرشان از فعالیت سیاسی بوی تسلیم‌طلبی و وادادگی به مشام می‌رسد نیز در به وجود آمدن وضعیت فعلی بی تقصیر نیستند. “ وی حتی می گوید:: « چاره‌ این انسداد اصلاح، بر سیاسیون معلوم است: مقاومت و ایستادگی گرچه صعب و دشوار باشد. تا زمانی که اصلاح‌طلبان از پتانسیل‌های قانونی و مشروع موجود برای مقاومت در برابر شخص مستبد و دستگاهش استفاده نکنند اوضاع همین است.» منظور نگارنده تأیید تمام گفته های قدیانی نیست ، اما باید اینرا هم بگوییم كه بالاخره اصلاح طلبان مسئولیت دارند و در این كشور نمی توانند همه چیز را گردن اصولگراها بیاندازند.
  3. تسلیم طلبی و وادادگی اصلاح طلبان ، نه همه آنها ، تأثیرات عمیقی در سرخوردگی و ناامیدی جوانان این مرز و بوم می گذارد و فریاد آزادیخواهی و عدالت اجتماعی را در نطفه خفه میكند. پربیراه نیست كه بگوییم كه همین فراخوانها برای خشونت پرهیزی كه به جوانان و معترضین داده می شد، خودبخود راه به خشونت بیشتر در آینده می برد. چرا كه آتشی در زیر خاكستر مدفون شده كه در بزنگاه مناسب مانند آتشفشانی طغیان می كند.

بنابراین باید به دوستان و قلم زنان طیف ناهمگون اصلاح طلب بگوییم كه راه چاره در ترساندن مردم از سوریزاسیون ایران یا لیبی شدن ایران نیست. راه حل در گفتگوی ملی و در كنشهای فعال جمعی برای به ثمر رساندن مطالبات بر حق اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی است. بیایید از ظرفیت های قانون اساسی استفاده كنیم. این حاكمیت است كه در این مواقع باید با نخبگان و دانشگاهیان و جوانان و زنان همراه بشود ،درغیر اینصورت ما هم قربانی ”تدلیس سیستماتیك“ شده ایم…

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here