حسام محمدی

صحبتهای اخیر اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور در جشنواره رازي توسط اهالی مطبوعات و اهل قلم چندان مورد توجه قرار نگرفت. با اینحال خوبست اشارتی هرچند مختصر به اظهارات ایشان بکنیم.

اسحاق جهانگیری در قسمتی از صحبتهای خود گفت:« ما باید سالی ۶۵ میلیارد دلار منابع خارجی جذب کنیم و هزاران میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کنیم اما رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد زهر خود را بریزد و بگوید این کشور برای سرمایه‌گذاری مناسب نیست، اما راهکاری که من سراغ دارم نمایش وحدت انسجام و راه اندازی گفت‌وگوی ملی است زیراهیچ کس یا جریانی قادر نیست دیگری را حذف کند. فردی که حذف می‌شود، نفر دیگری از همان جریان جایش می‌آید.»

لازم به یادآوریست که بحث گفتگوی ملی یا آشتی ملی چند ماه پیش از سوی اصلاح طلبان و شخص آقای خاتمی مطرح شد اما با واکنش سرد و تلخ اصولگرایان مواجه شد. اما اینکه حالا و در این برهه این کلام از زبان معاون اول آقای روحانی به گوش میرسد قابل توجه است. یا موضوع به اعتراضات اخیر بر می گردد که در واقع نقش دولت برای مهار فوران نارضایتی است یا اینکه بحث کلان تر و عمیق تر از این حرفهاست.

نکته دیگر اینکه ۶۵ میلیارد دلار سرمایه از منابع خارجی به هیچ عنوان قابل حصول نیست به طور خاص با توجه به شرایط کنونی کشور که همه جانبه زیر فشار هستیم. معضلات اقتصادی از قبیل رکود ، واردات بی رویه ،‌ بحران بیکاری ، گرانی ،‌بی ثباتی در بازار ارز ،‌ اشتغال جوانان و … کل تحرک اقتصادی دولت را به خود مشغول کرده و روزانه خسارت می دهیم. حالا چطور می خواهیم به اهدافی این چنین برسیم؟

جهانگیری در جای دیگر ادامه داد:«  البته مدیران نیز باید باانگیزه باشند وجدا روی کار بیایند. آقای هاشمی وزیر بهداشت در دولت یازدهم با فعالیت‌های خود دیگران را به وجد می‌آورد. او باید به هاشمی دولت یازدهم بازگردد. مدیران سطح ملی باید فعالیت تمام وقت داشته باشند و پای کار بایستند. کسی هم که احساس می‌کند مدیر این شرایط نیست باید جای خود را به کسی واگذار کند که انگیزه و امید دارد

آنچه نگارنده از این سخنان برداشت می کند اینست که آقای جهانگیری از برخی مدیران دولتی راضی نیست و از کم تحرکی آنها دلخور است. گویا مدیران و حتی برخی وزرا دیگر مثل قبل همراه با خط اعتدال نیستند و ناامیدانه گام بر می دارند. قطعا این نقیصه بسیار جدیست. باید هم رسیدگی گردد.

اما حرف اصلی با خود آقای جهانگیری است که چرا وقتی زمزمه استعفای ایشان از کابینه به گوش رسید ،‌ آقای جهانگیری در سکوت بود و به این شائبه دامن زده شد؟‌آیا وقتی مدیران ارشد مملکت و وزرای کابینه تا این حد دلسرد و مایوس هستند ،‌ نبایستی مافوق آنها را به پای حسابرسی آورد؟

در پایان باید گفت اگر مدیران فعلی هم بروند ،‌مدیران بعدی در کار نخواهند بود که کم و کاستی ها جبران شود چون درب اعتدال گویا تنها بر یک پاشنه می چرخد و ما با گردش نخبگان با سابقه و مدیران لایق مواجه نیستیم.

از اینرو باید سخنان جهانگیری را جدی گرفت و تلنگری هم به خود ایشان زد که «پای کار بیایند»!

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here