سعید ایزدی

غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین اخیرا در جمع فرماندهان بسیج دانش آموزی استان کهگیلویه و بویراحمد اظهاراتی را مطرح کرد که مورد تعجب همگان قرار گرفت و از هر بابت جای شگفتی داشت.

وی با اعلام اجرای یک طرح هفت ساله تربیتی موسوم به «طرح شهید بهنام محمدی» ‌در مدارس ایران گفت: «در این طرح, از هر مسجد, دو یا سه بسیجی به کمک اولیا و کادر آموزشی مدارس می‌روند تا آنان را در کارهای تربیتی یاری رسانند.این طرح تربیتی از سال تحصیلی آینده با پوشش یک میلیون دانش‌آموز آغاز به کار می‌کند. »

اینکه فرماندهان سپاه بخواهند در تربیت و آموزش دانش آموزان طراحی و مهندسی کنند بواقع امر عجیبی است و جای تردید نیست که اینگونه طرحها تنها و تنها موجب انشقاق و تفرقه بیشتر بین مردم و نهادهای نظامی می گردد. نفس این طرح بحث برانگیز است و به بسیاری اختلافات دامن می زند چرا که فرهیختگان و معلمین و فرهنگیان کشور نیز قطعا نیازی به همراهی یک یا دو بسیجی در کنار خود نمی بینند چه رسد به اینکه کادر آموزشی بخواهد در امور تربیتی از بسیج کمک بگیرد!

جالب اینجاست که آقای غیب پرور این طرح را «نقطه پیوند مسجد, مدرسه و خانه» دانست». یعنی مشکل کنونی ما فقدان این پیوند بوده؟ آیا ما با کمبود مسجد و هیأت و عزاداری و … مواجهیم؟ ضمن اینکه صدا و سیمای ما قطعا نقطه پیوند مزبور را نشانه رفته و مدتهاست برنامه های دینی ، معرفتی و تربیتی را با حضور معممین در دستور کار خود قرار داده است.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در بخشی دیگر از سخنانش با اعلام اینکه «هر یک از جوانان ما باید حداقل به یک مسجد وابسته باشند»‌ افزود:«نمی‌توان فردی را بسیجی دانست اما با مسجد کاری نداشته باشد. مدارس ما قبل از آموزش باید کانون تربیت باشند».

اینکه کانون تربیت از دیدگاه فرماندهان نظامی چه مبنا و چه الگویی است ، خدا داند!‌ اما حداقل باید گفت که مدرسه جای تعلیم است و نه عبادت.مدرسه جای آموزش است نه بسیج پروری. نمی توان دانش آموز و معلم را به صورت تحمیلی و اجباری به هیأت بسیج در آورد. باید اساس کار آموزش و تربیت به صورت مدیریت شده زیر نظر اساتید این حوزه و به طور خاص وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد نه اینکه سرداران و مقامات نظامی و امنیتی ما برای این حوزه ها برنامه ریزی و طراحی کنند.

قابل توجه اینکه این سخنان تنها چند روز پس از تجمع‌ها و تظاهرات در حدود ۱۰۰ شهر کشورمان و بازداشت تعدادی از دانش‌آموزان و همچنین کشته شدن دست‌کم دو دانش‌آموز ابراز شده است و این شائبه را ایجاد می کند که گویا برای مهار حرکتهای بعدی و مدیریت آنها ،‌مقامات نظامی دست به کار شده و بدنبال گسترش حوزه نفوذ خود از مسجد به مدرسه هستند.

از سوی دیگر واکنش سرد و منفعلانه دولت و بویژه آقای محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش درخور توجه است.

آقای بطحایی به جای اینکه این سخنان را مصداق بارز موازی کاری و دخالت بی حد و حصر مقامات نظامی در امور جاری کشور اعلام کند تنها به یک واکنش ساده توئیتری بسنده کرد. وی در توییت خود نوشته است: «لطفا مردم را بی‌جهت و به هر بهانه‌ای نگران نکنید! اجرای هر برنامه‌ای توسط هر نهادی در مدرسه باید با اجازه و هماهنگی آموزش‌وپرورش باشد.»

آیا آقای بطحایی گمان می کند که جناب غیب پرور با آن ید و بیضا در سراسر کشور و تشکیلات عظیم سازمان بسیج مستضعفین به این سادگی میدان را با یک توئیت خالی می کند؟ هرگز!

متاسفانه دولتی ها گویا شجاعت لازم را ندارند یا اراده و عزم مقابله با چنین مقولاتی را مدتهاست به کناری گذاشته و مشغول روزمرگی شده اند. فرض بگیرید در ایتالیا یکی از فرماندهان ارشد نظامی و ارتش این کشور روزی در یک سخنرانی رسما اعلام می کرد که از سال آینده برای انس بیشتر دانش آموزان با کلیسا و برنامه های آن و نزدیکی بیشتر به واتیکان و خدای عالم،‌ و برای پیوند کلیسا و مدرسه و خانه ،‌قصد داریم به سراسر مدارس کشور یک مبلغ مذهبی یا کشیش به همراه یک نیروی گارد ملی بفرستیم که در تربیت و تعلیم دانش آموزان کمک کار معلمین و آموزگاران باشند! در آنصورت شما چه واکنشی نشان می دادید؟ آیا این یک مسئله عجیب نمی بود؟ آیا وزارت آموزش و پرورش ایتالیا این اظهارات مداخله جویانه را به شدت محکوم نمی کرد؟

شک نکنید که کار به بالاترین مراجع حکومتی می رسید. اما در همین ایران خودمان گویا حضرات هنوز در غفلتند که چه بر سر مدارس و کتابهای درسی و شأن معلم و استاد آمده… این قصه سر درازی دارد و زخمها کماکان موجود…

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here