حسام محمدی

اخیرا بهزاد نبوی از اصلاح طلبان با سابقه و زندان رفته مصاحبه ای داشت كه در آن به نكات شاذی اشاره كرده است. برای اینكه كلام را كوتاه كنم، ضروری میدانم عین عبارت ها و جملات جناب نبوی را نقل قول نموده و سپس نكاتی مطرح نمایم.

 بهزاد نبوی در بخشی از  این مصاحبه می گوید:”من در زندان, ضد انقلاب, یعنی ضد همه انقلاب‌ها شدم! از انقلاب فرانسه تا بهار عربی. از نگاه من انقلاب‌ها مشکلات اساسی دارند. مهم‌ترین مشکل آنها این است که با تفکر انقلابی, ساختار موجود کشور را نابود می‌کنند و به‌دلیل بی‌تجربگی در ایجاد ساختار جدید دچار مشکلات اساسی می‌شوند. خود ما هم در ابتدای انقلاب تجربه نداشتیم و طبعا در اداره کشور دچار مشکلات اساسی بودیم. اجرایی‌ترین فرد در میان ما مرحوم مهدی بازرگان بود که تصور می‌کنم مهم‌ترین سمت اجرایی‌اش ریاست سازمان آب تهران در زمان مرحوم محمد مصدق بود. به این نتیجه رسیدم که در عصر حاضر برای ما و همه ملت‌ها و کشورها, تنها راه, اصلاحات است. گفتمان اصلاح‌طلبی تعطیل‌بردار نیست. در هیچ کجای دنیا, امروز دیگر انقلاب مقبولیتی ندارد.

سه راه برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب متصور است: انقلاب, دخالت خارجی و اصلاحات. دو مورد اول را هم خودمان و هم سایر کشورهای دنیا تجربه کرده‌ایم. در سراسر جهان جز داعش به انقلاب فکر نمی‌کند, حتی القاعده هم دیگر کمتر به اقدامات انقلابی دست می‌زند. این نظر من پیرمرد نیست که رمق انقلاب ندارم و ممکن است محافظه‌کار شده باشم, بلکه حتی جوانان هم دیگر اعتقاد و انگیزه انقلاب را مثل دوره جوانی ما ندارند. دخالت خارجی هم دیگر یک راه‌حل شکست‌خورده است که مثال بارز آن را در افغانستان, عراق, یمن و سوریه می‌بینیم. دخالت آمریکا در عراق و افغانستان را دیدیم چه نتیجه‌ای در پی داشت؟ حالا این کشورها چه دارند؟ یمن و سوریه هم در آتش جنگ داخلی می‌سوزند؛ بنابراین دو راه مذکور را امروز همه مردود می‌دانند و دنبال آن نیستند. تنها راهی که می‌ماند همین اصلاحات است.“… چند نكته :

  1. جناب نبوی گویا در قرینه سازی” انقلاب“ با ”انهدام“ مهارت خاصی دارند.مگر انقلاب فقط وفقط به معنای منهدم ساختن ساختارهای اساسی كشور است؟ مگر پیروزی یا شكست انقلاب ها را فقط با الگوی بهار عربی می توان سنجید؟ پس اتفاقا با این ملاك ها و معیارهایی كه ایشان می گوید اساسا همان شعار معترضین درست از آب در می آید كه می گفتند ”چه اشتباهی كردیم كه انقلاب كردیم! “ .
  2. آقای نبوی عمدا یا سهوا انقلاب شكوهمند 22 بهمن 57 را كه یك سیر تاریخی و منطقی طی نمود را مذموم می پندارد و با این توصیفی كه می كنند ، گویا اساسا رویكرد انقلابی و مطالبات تحول خواهی از بنیان نامشروع است. حالا به واسطه همین تجربه ، نتیجه می گیرد كه دیگر نباید انقلابی فكركرد. چه رسد به اینكه حتی انقلابی عمل كرد!
  3. در مفهوم شناسی واژه انقلاب كه خود بستری جدا می طلبد ، باید اذعان كنیم كه انقلاب مساوی با انهدام و نابودی زیرساختهای یك كشور و یا ساختار اداری نیست. انقلاب به طور عام به مفهوم دگرگونی یك نظام است. آنهم با اراده مردم و نه یك عده یا گروهی تندرو كه بخواهد مانند داعش یا القاعده دست به اقدامات تروریستی بزند. در همین جا بایستی یادآور شد كه جناب نبوی حركات تروریستی القاعده را نیز گویا در راستا و همنشین با اقدام انقلابی گذاشته است و این خطای تحلیل خطرناك است.
  4. نكته دیگر اینكه آقای نبوی كه خودشان عمری را در وادی سیاست گذرانده ، با چه استنادی از روحیات و خلق و خوی جوانان نتیجه می گیرد كه جوانان دیگر حتی دنبال انقلاب نیستند؟ قصد اینجانب دفاع از انقلاب یا مصادیق آن نیست ، بلكه می خواهم به این موضوع اشاره كنم كه با نگاهی به اعتراضات اخیر ، آقای نبوی باید نتیجه دیگری می گرفت! از قضا سن و سال ما ممكن است باعث شده با سلیقه ها و مطالبات جوانها بیگانه بمانیم و ندانیم یا نتوانیم نسل جدید و روحیات آنرا بازشناسی كنیم.
  5. در آخر باید گفت كه وقتی آقای نبوی تنها راه نجات كشور را در اصلاحات می بیند ، لطفا آستین بالا زده و چند نمونه از كارنامه درخشان اصلاحات امور را به ما نشان بدهند؟ یعنی ما كه اتفاقا بدنبال اصلاح هم هستیم – البته با فاصله از نوعی كه ایشان مدنظرش است- میخواهیم بدانیم كه با تكیه بر اصلاحات و تكرار این شعار ، به واقع چه دستاورد ملموس و عینی داشته ایم؟ آیا توانسته ایم نهادهای غیرمنتخب كشور را به این سوی نزدیك كنیم؟ آیا توانسته ایم اعتماد بخش وسیعی از قشر محروم و آسیب پذیر جامعه را جلب نماییم؟ چقدر در برابر بی عدالتی ها فریادمان به آسمان رفت و چطور از حقوق مان در قانون اساسی دفاع كردیم؟در مبارزه با فساد و رانت ما چه كارنامه ای داریم و آیا مدیران نجومی و ژن خوب محصول اصلاح طلبی نیست؟  اینها سوالات جدیست كه خوبست به آن پاسخ داده شود. ضمن اینكه همین امروزه با هشتك #براندازم بسیاری از مردم و حتی اصلاح طلبان به شیخ اصلاحات پاسخ دادند كه این خود نیاز به آسیب شناسی دیگری دارد.

پس باید ما هم به جای شعار و به جای دفاع از حفظ وضع موجود ، عارضه بی تحركی و محافظه كاری را كنار بگذاریم و راه را به جوانان درست نشان دهیم و آدرس اصلاحات طبعا در آنصورت نافی مقصد انقلاب نیست. فراموش نكنیم كه انقلاب ایستگاه آخر اصلاحات است و ما به سوی آن با سرعت حركت می كنیم.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here