حسین صفوی

در آستانه و ایام انقلاب ۵۷ هستیم. همان انقلابی که به واسطه آن مردم فهیم و غیور این سرزمین برایش هزینه کلانی دادند. چه بسیار افرادی بودند که به جرم آزادیخواهی روانه زندانهای شاه می شدند. چه بسیار جوانانی که در آرزوی داشتن اندیشه ای مستقل و آزاد و بدور از تملق گویی و فرهنگ چاکرمنشانه نظام شاهنشاهی راهی بازداشتگاهها می شدند. چه بسیار گروههای زیرزمینی که شکل گرفت تا بنیان طاغوت را برکند…

اما این مقال در صدد بازگویی اوضاع و احوال تاریخ نیست.نمی خواهیم بگوییم که چه دادیم و چه گرفتیم. بر آن نیستیم تا همه سرمایه های اجتماعی و انگیزه های انقلابی مردم در سال ۵۷ را در کیسه توجیه مشروعیت نظام بریزیم.

باید واقع گرا باشیم. براستی چرا انقلاب کردیم؟ پاسخ روشن است. انقلاب برای آزادی و استقلال و پایان دادن به نظامی کهنه بود. انقلاب کردیم تا زندانی سیاسی نداشته باشیم. انقلاب کردیم که عدالت در جامعه حکمفرما باشد. انقلاب کردیم تا نسل های بعدی به پدران و مادرانشان افتخار کنند که ایرانی آباد و آزاد را به آنها هدیه کردیم. اما آیا وضعیت کنونی بدینگونه است؟ آیا انقلاب به تمامی اهدافش رسید؟‌موانع چه بود؟‌چرا هنوز به درک منسجمی از انقلاب و انقلابی گری نرسیدیم.

هستند افراد و گروههای که هم اکنون انقلابی گری را در برداشتن سلاحی می بینند و اینکه راهی کشور دیگری بشوند تا به زعم خود انقلاب را صادر کنند. اما مگر ما انقلاب کردیم که کشورهای همسایه به نان و نوایی برسند؟ مگر ما انقلاب کردیم که جوانانمان در خاک کشورهای عربی پرپر شوند ؟‌ این امر قطعا قابل توجیه نیست.

 با یک نگاه منصفانه اگر به دستاوردهایمان بپردازیم خواهیم دید که انقلاب ۵۷ یک مطالباتی داشت. در طول ۳۹ سال گذشته به واسطه بحرانهای داخلی ، منطقه ای و بین المللی و همچنین تعارضات داخلی خودمان نتوانستیم به مطالبات مردم پاسخ دهیم. این حقیقتی است که نباید آنرا کتمان کرد. مگر مردم از عدالت در کشور و قوه قضاییه راضی هستند؟‌ چه تعداد زندانی سیاسی هم اکنون داریم که به جرم اختلاف عقیده در بند هستند؟ چه تعداد زندانیانی که در اعتصاب غذا هستند . فراموش هم نکردیم که در پی اعتراضات اخیر هم عده ای بیشمار راهی زندان شدند.

در حقیقت پرونده های قضایی مان قطورتر شده اما سفره انقلاب برای همه پهن نشده است و هر روز لاغرتر می شود. گویا از کام انقلاب تنها عده ای معدود بهره مند شده اند و همین افراد و گروهها حالا مشغول به حفظ سرمایه هایشان هستند.

اگر انقلاب برای مساوات و برخورداری مردم از معیشت کافی و زندگی آبرومندانه ای بود ، با نگاهی به کوچه و خیابانهای شهرهایمان و کودکان خیابانی و دستفروشان بی بضاعت و دختران فراری باید گفت که با حیثیت مردم بازی کردیم. ظلم کردیم و جفا را توجیه نمودیم.

اگر انقلاب برای عدالت اقتصادی و بهبود وضعیت زندگی در عصر مدرن بود ، با دیدن این همه تظاهرات و تجمع از مالباختگان و … چه پاسخی داریم؟ آیا انقلاب کردیم که در فساد غوطه ور شویم و نزول خواری ،‌ حقوق نجومی ، دکل دزدی ، اختلاس های میلیاردی و رشوه و انواع و اقسام رانت را برای جامعه به ارمغان بیاوریم؟‌ این مایه شرم است.

نمی توانیم از انقلاب دفاع کنیم و بگوییم که این مشکلات نیست. نمی توان با انگ سیاه نمایی به مشکلات اساسی نپرداخت. مگر الان کشورمان در ردیف بالای مصرف و توزیع مواد مخدر در منطقه و جهان نیست. مگر کشورمان در رتبه بندی فرار مغزها گوی سبقت را از بسیاری از کشورها نربوده ؟

پاسخ ها روشن است و قلم و بیان از به تصویر کشیدن حقایق کشور عاجز می ماند.

کاش روزی می توانستیم اهداف انقلاب را برای مردم در فضایی بدور از اختناق باز کنیم و امیدها و آرزوهای نسل های بعدی را بارور کنیم…

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here