حسین صفوی

یک فایل تصویری در فضای مجازی منتشر شد و تمام ایران و جهان را شوکه کرد.صحنه ای بسیار دلخراش که در آن چند مأمور زن نیروی انتظامی به دختری حمله ور شده و کشان کشان می خواهند او را دستگیر کرده و با خود ببرند.هر چند که مأمور مرد هم در این صحنه کوتاه دیده می شود اما گویا این زنان مأمور هستند که با تمام قوا کوشش می کنند که فریضه ٰ امر به معروف ٰ را اجرا کنند!

حالا این روزها تمام صحبت ها و نقل و قولها از گشت ارشاد و اختیارات آن و چارچوب ها و موازین آنست. گشت ارشاد در جامعه ما چند دهه هست که در مدار بدنامی و ناکارآمدی قرار دارد چرا که هیچگاه به اصل مقولات اجتماعی و اخلاقی توجهی نشد. برخوردهای خشن ، سخت و بی مورد همواره پیامدهایی داشت که نه تنها هیچ معروفی! برجسته نشد و هیچ منکری! منع نگردید ، بلکه تبعات این برخوردها بازتاب منفی بسیاری در میان مردم داشته است.

در همین برخورد اخیر نیز حتی شاهد واکنش مطبوعات و رسانه های کشورهای مختلف بودیم. در کشورمان نیز نخستین واکنش رسمی به این اقدام از سوی وزیر کشور مطرح شد و عبدالرضا رحمانی فضلی در خبری که پورتال وزارت کشور منتشر کرد دستور بررسی جامع و ارائه گزارش آن تا روز شنبه را صادر کرد.
پس از رحمانی فضلی, سردار سعید منتظرالمهدی, سخنگوی ناجا نیز به این ماجرا واکنش نشان داد و با ابراز تاسف از وقوع این اقدام اعلام کرد که این فیلم مربوط به یکی از پارک های پایتخت است, منتظرالمهدی اینطور به این ماجرا واکنش نشان داد:« ضمن ابراز تاسف از اتفاق صورت گرفته در فیلم پخش شده در یکی از پارک های پایتخت که موجب آزردگی خاطر بینندگان فیلم شد اعلام می کنم که به هیچ وجه چنین رفتاری از سوی ماموران پلیس مورد تایید ناجا نیست».

شاید بتوان در میان تمامی موضعگیری های داخلی واکنش آقای عارف سخنگوی فراکسیون امید مجلس شورای  اسلامی را نقل کنیم که از همه قابل توجه تر بود. عارف در کانال تلگرامی خود نوشت:‌«کلیپی از نحوه برخورد زننده مأموران نیروی انتظامی با یک خانم به بهانه بدپوششی نشان از این دارد که نهادهایی که خود را متولی ارشاد مردم می دانند هنوز به تغییر در رویکردهای فرهنگی باور ندارند و به حاکمیت چوب و چماق در ارشاد مردم اعتقاد دارند. اینگونه برخوردها بعضا توسط افرادی صورت می گیرد که آموزش های لازم را در این خصوص طی نکرده اند و چه بسا خود بیش از دیگران به ارشاد نیازمند باشند. حرمت و ارزش دختران سرزمین من نباید با اعمال سلیقه برخی افراد شکسته شود. »

حاکمیت چوب و چماق نه فقط در پارک ها بلکه از مدتها و سالها قبل کار خود را آغاز کرده و متاسفانه بسیاری از اصلاح طلبان نیز یا در سکوت بودند یا انکار کردند.

اما بواقع آیا این ابراز تأسف ها فایده ای دارد؟‌در فضایی که امنیت روانی و اخلاقی واجتماعی مردم را بهم زده ایم دیگر چه سود که ابراز پشیمانی کنیم؟ مشکل نه در نحوه برخورد یک مأمور بلکه در نفس وجود چنین نهاد و ارگانی است که می خواهد به زور مردم را ارشاد! کند. قانون عفاف و حجاب و اجباری بودن حجاب مقوله ای است که حالا کم کم تبدیل به معضل امنیتی در جامعه مان می شود. با مشکلات عدیده ای که در مملکت داریم چنانچه به این مهم پرداخته نشود ، شاید در آینده ای نزدیک شاهد حوادثی بزرگتر از این باشیم و مقاومت مردم بویژه زنان در برابر این پدیده ها امری اجتناب ناپذیر است.

توجه با این نکته لازم است که کشور در وضعیت نرمالی نیست. آستانه تحمل مردم رو به پایان است و به طور خاص برخورد دستگاه هایی امنیتی نیز هیزم بر این آتش می ریزد. اخیرا فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه در نشست انجمن اسلامی دانشگاه تهران به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس این انجمن گفت: «شواهد تجربی به ما می گوید در سخت ترین شرایط 400 سال اخیر خود قرار داریم. یعنی از زمان جنگ تحمیلی هم شرایط بدتر است! »

با چنین شرایطی کدام عقل سلیمی حکم می کند که کماکان در زندگی خصوصی مردم دخالت و زخم ها و گسل های جامعه را عمیق تر کنیم؟ آنکه باد می کارد طوفان درو خواهد کرد…

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here