حسام محمدی

به وضعیتی غیر قابل پیش بینی نزدیک می شویم.در این چند روز اعلام شده که تجار نفت هفته گذشته هفته شلوغی داشتند.بازگشت تحریمها ممکن است صادرات نفت کشورمان را بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز تا پایان امسال کاهش دهد. تحریمهای آمریکا قرار است در نوامبر به اجرا گذاشته شوند و به فعالان بازار مهلت می دهند تا منابع تامین جدیدی را پیدا کنند. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است که میزان وارداتش به حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز می رسد و کره جنوبی با بیش از ۲۵۰ هزار بشکه در روز در جایگاه بعدی قرار گرفته است.

تحلیلگران در بانک امریکا مریل لینچ حتی انتظار دارند قیمت نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشکه در سال ۲۰۱۹ برسد. تمامی این فاکتها بیانگر وضعیت وخیم پسابرجام است. حال که دکتر ظریف به مدد مهارت ذاتی برای مذاکره راهی چین و روسیه و بلژیک است باید گفت که راه سختی در پیش دارد.

موضوع فقط حفظ تضمین های برجامی است اما در لایه ای عمیق تر بحث بر سر کلان منافع شرکتهای بزرگ و غول های نفتی و تجار بین المللی و تراست های مالی و حمل و نقل است. این ابرکمپانی ها طبعا حال و خوشی از بهم خوردن معاملات و سودهای کلانشان ندارند و بین بازار پرسود آمریکا و ایران طبعا آمریکا را انتخاب می کنند. با این همه نباید فراموش کرد که بازارها و آمار و ارقام سود و زیان یک طرف این بازی است- اگر چه که وزنه سنگینی دارد- اما میدان اصلی بازی بر سر ظرفیت های هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی است.

مقامات نظام به وزارت خارجه, برای مذاکره با اروپا بر سر مسائل مشخصی مانند رفع ابهام از اهداف موشکی  و  رفع ابهام از اهداف منطقه‌ای ایران, اجازه و مأموریت نداده اند. بنابراین وقتی طرف اروپایی در اعلامیه چندی پیش رسما اعلام می‌کند «ما  با طرف ایرانی, درباره موضوعات موشکی و ترتیبات امنیتی, در حال مذاکره هستیم و به نتایج خوبی رسیده‌ایم.» نشان می دهد که عملا کلید برخی مذاکرات زده شده. مثبت یا منفی باید توجه کرد که مذاکره یک ابزار برای رسیدن به هدف مشخص است.اگر این تابو را حفظ کنیم در این بازی مجدد بی نصیب می مانیم. هرچند که در دور جدید مذاکرات اینبار دکتر ظریف به خوبی می داند که اروپایی ها سفت و سخت بر سر موشکی و منطقه ایستاده اند و اگر انعطافی در این سو نبینند شک نکنید که برجام شکست خورده و عملا باید جشن آتش زدن آنرا نیز برگزار کنیم.

لازم به یادآوریست که کنار کشیدن آمریکا از برجام جدا از اینکه از منظر پرستیژ و وزن اتحادیه اروپا به طور خاص برای فرانسه- آلمان که اصلا دوست ندارند و نمی‌خواهند زیرمجموعه سیاست‌های ترامپ شناخته شوند از نظر اقتصادی و دیپلماتیک نیز هزینه هایی دارد و اروپایی ها برای حفظ آن قطعا تلاشهای لازم را می کنند اما اگر ببینند که پایان حفظ برجام منجر به ادامه سیاست های موشکی و منطقه ای ایران است آنها نیز خروج از برجام را توجیه کرده و کلید خواهند زد. بنابراین اگر چه که اروپایی ها هم زیر فشار هستند اما تبعات امنیتی ، سیاسی و اقتصادی پایان برجام برای کشورمان به مراتب سنگین تر و غیر قابل پیش بینی تر است.

تظاهرات ها در شهرهای مختلف در دی ماه ۹۶ نشان داد که نمی توان ریسک زیادی را متحمل شویم و فرصت چندانی برای حفظ توافق نداریم.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here