حسام محمدی
شماری از فعالان سیاسی اخیرا نامه ای به مقامات کشور نوشته و در آن برای انجام مذاکرات بی قید و شرط با آمریکا و بهره گیری از الگوی گفتگوهای کره شمالی و آمریکا پیشنهاداتی ارائه کردند.
فارغ از اینکه نویسندگان نامه چه کسانی هستند اما حداقل اینرا می توان به آنها نسبت داد که اغلب آنها از جبهه اصلاح طلبی شناخته می شوند.
اما ممکن است دیدگاه های بسیار متفاوتی هم داشته باشند و حتی برخی خارجه نشینی را پیشه کرده و در ایران حضور فیزیکی نداشته باشند. همین یک قلم تفاوت نگاه ها و دیدگاه ها و سلیقه ها در امضا کنندگان این نامه نشان می دهد که ما ظاهرا با یک پیشنهاد برای مذاکره مواجهیم اما در بطن آن علل دیگری هم نهفته که پرداختن به آن خارج از حوصله این مقال است.
براستی در چه شرایطی هستیم که حالا مذاکره مجدد با آمریکا نقل محفل اصلاح طلب داخلی و خارجه نشین شده است؟ آیا از برجام نتیجه ای منطقی و مکفی گرفتیم که بخواهیم بدون درنظر گرفتن صورت مسئله الگوی کره شمالی را پیشنهاد دهیم؟
مخالفت با مذاکره بدون پیش شرط با آمریکا چنان بالا گرفت که حتی بسیاری از اصلاح طلبان نامدار به میدان آمدند و آنرا مترادف با تسلیم طلبی و ذلت در برابر ترامپ تفسیر کردند و مهر باطلی بر تداوم نرمش و گفتگو زدند.
عباس عبدی مذاکره کره شمالی و آمریکا را شوی سیاسی دانست و درباره تشبیه سازی آن به مذاکره ایران و آمریکا گفت: «در شرایط کنونی که ترامپ برخلاف منطق از برجام خارج شده, عملا راه گفت و گو را بسته است. پیش شرط های مقامات آمریکایی نافی وجود اراده آنها برای گفت وگوی سازنده است.»
این اظهارات آقای عبدی نشان می دهد که هم اکنون نباید وارد چنین بازی هایی شد و اگر هم نظام در تمامیت آن می خواست وارد مذاکره شود با پیش شرط هایی که آمریکا – بخوانید ۱۲ ماده ای پومپئو- گذاشته عملا مذاکره غیر ممکن شده است. بنابراین از منظر آقای عبدی اگر پیش شرطی نمی بود و ترامپ از برجام خارج نمی شد، شاید مذاکره سودمند می نمود.
محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت هم در واکنش به این نامه برای مذاکره مستقیم با ترامپ, خطاب به امضا کنندگان این نامه گفت: عقل سیاسی هم در این زمینه کامل نیست که چنین توصیه ای می کنند. باید بایستیم, مقاومت کنیم.
حتی علی صوفی دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات در گفت وگویی که با تسنیم داشت, درباره نامه مذکور گفت:« معنای نگارش این نامه در شرایطی که آمریکا روز به روز بر تحریم های خود علیه ایران می افزاید, تسلیم شدن و بالا بردن دست ها در برابر آمریکا است.  متأسفانه عده ای در داخل با وجود آنکه می دانند آمریکا کشوری بدعهد است و به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست, با نگارش چنین نامه ای قصد دارند فشارهای اقتصادی و سیاسی را که از سوی دولت آمریکا بر ملت و نظام وارد می شود, مضاعف و با این اقدامشان خواسته یا ناخواسته در همسویی با سیاست های آمریکا علیه ایران عمل می کنند. »
شاید کسی باور نکند که این چنین در میان جبهه اصلاحات اختلافات عمیقی وجود دارد که در این برهه بیرون می ریزد اما آنها که سیر تحولات ۱ سال اخیر را دنبال کرده اند ، از مواضع عارف در مجلس گرفته تا صحبتهای تاجزاده در دی ماه سال گذشته و تحلیل حجاریان از اصلاحات ، نیک می پندارند که اصلاحات بیمار است. چنین پیشنهاداتی نیز حتی در رسانه های اصلی طوری انعکاس یافت که امضا کنندگان این نامه «اصلاح طلبان تندرو » نام گرفتند.
در یک کلام می توان گفت پیشنهاد برای مذاکره با آمریکای ترامپ حتی در میان اصلاح طلبان نیز سمت و سویی امیدوار کننده ندارد و از آن استقبال نمی شود و همین امر زمینه خروج ایران از برجام را در اذهان اصلاح طلبان نرمالیزه خواهد کرد.
نتیجه پیشاپیش مشخص است. فعلا هیچ مذاکره ای در دستور کار به صورت علنی مطرح نیست و اگر هم در پشت پرده چنین سناریویی در حال آماده سازی باشد باید آنرا در سفرهای اروپایی آقای خرازی به ایتالیا و اسپانیا و… جستجو کرد! نرمش قهرمانانه در سال ۹۱ نشان داد که در سخت ترین شرایط هم که باشیم ، می توان به صورت هدفمند و هوشمند و حسب مورد ، باب گفتگو را باز کرد و از در سازش با دشمن وارد شد. دستاورد برجام اگر چه تا کنون به مذاقمان خوش نیامده اما تجربه دیپلماسی پنهان و سپس مذاکرات ۳ ساله و فشرده برای آن درس بزرگی برایمان داشت که بی گدار به آب نزنیم و از آن سو ، خیلی ناامید هم نباشیم.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here