حسام محمدی

اخیرا جمعی ازمقام های کشور به کمپین “فرزندت کجاست؟” پیوسته و درباره محل زندگی و موقعیت شغلی فرزندان شان توضیح می دهند. هدف این کمپین شفاف سازی درباره احتمال استفاده آقازاده ها از موقعیت پدران یا مادران خود است.

نکته مهم برای مخاطب اینست که ریشه فساد باید خشکانده شود. فسادی که سراسر مملکت را در برگرفته و به طور خاص رانت خواری در بسیاری از نهادها غوغا می کند. هیچ مقام مسئولی نیز به درستی نیامده تا آستین بالا زده و برای مبارزه با این فساد نهادینه شده راه حلی ارائه دهد.
عبارت “آقازاده ها” یا «ژن خوب»‌ خیلی وقت است که وارد بحث های عمومی ایرانیان در شبکه های اجتماعی و گزارش های رسانه ای شده است، اما می توان گفت از هنگامی که بحث اختلاس و فساد در دستگاه های حکومتی مملکت بالا گرفته، موضوع “آقازاده ها” هم رنگ و وزن بیشتری در این مباحث پیدا کرده است.
فراموش نکرده ایم که در زمان احمدی نژاد، علیرضا سلیمی نماینده مجلس فاش کرد که ۳۰۰۰ آقازاده در خارج از کشور تحصیل می کنند که بیشتر آنها در مقطع كارشناسی ارشد و دكترا مشغول تحصیل هستند. وی گفت : مسئولان با استفاده از “رانت” و موقعیت خود در ساختار حکومت، شرایط تحصیل فرزندان خود در خارج را فراهم کرده اند.
طبعا این خبرها بازتاب های خاص خود را داشت اما در میان انبوهی از معضلات مملکت آن موقع گرد و خاک ها بر روی آن نشست و کسی خبردار نشد که این آقازاده ها از کجا می آورند؟ و چطور از زندگی و شغل سطح بالا و اشرافی به واسطه والدین حکومتی برخوردار می شوند.
همچنین اخیرا خبرهایی مربوط به ازدواج جنجالی و پرهزینه پسر مرتضی مرادیان، سفیر جمهوری اسلامی در دانمارک، اظهارات مهدی مظاهری، پسر طهماسب مظاهری، رئیس اسبق بانک مرکری در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، فیلم های جنجالی ساشا سبحانی، فرزند احمد سبحانی، سفیر سابق جمهوری اسلامی در مکزیک و ونزوئلا، موضوع آقازاده ها و رانت خواری آنها را به یکی از موضوع های جدی شبکه های اجتماعی تبدیل کرد.
بهمین خاطر وقتی در شبکه های اجتماعی فریاد زده میشود که “فرزندت کجاست؟” در حقیقت واکنشی به سوءاستفاده احتمالی مقام های حکومتی از رانت قدرت برای فرزندان خود و خواستار شفاف سازی مسئولان است.
تاکنون شماری از مقام ها از سوابق و مشاغل و زندگی فرزندانشان شفاف سازی کرده اند ولی خوب می بود که کلیه دستگاه ها و نهادها از جمله سران سه قوه نیز وارد این کمپین می شدند!
اما برخی از رسانه ها و نخبگان کشور نیز واکنش سرد و منفعلانه ای نسبت به این کمپین داشتند و اینگونه استدلال می کردند که این کمپین یک ابتکار عمل پوپولیستی است و رضایت توده ضعیف و قشر محروم مردم را جلب می کند و برای کسب رأی و رضایت آنها بکار گرفته شده و نیازی نیست که همه در آن شرکت کنند! حاصل این نوع نگاه ها نیز طبعا عدم شفافیت در سطوح عالی مقامات کشور خواهد بود.

فراموش نباید کرد که دردهای مردم یکی دو تا نیست. فساد و رانت و این قبیل امراض اجتماعی و اقتصادی در حقیقت ریشه ای یکسان دارد تا حدی که صدای بسیاری را در آورد. اخیرا در میان پیام ها و صحبت های مردم می خواندم که جوانی از خطه بلوچستان نوشته بود: «خاک می خوریم ولی خاک نمی دهیم ولی کاش مسئولین به فکر سیستان و بلوچستان بودند ما خیلی مظلوم هستی! » هستند هنوز بسیاری از مردم در گوشه و کنار این مملکت که عرق ملی و مردمی در آنهاست و با کوله باری از اندوه و محنت بارقه های امید را حفظ کرده اند.

با این همه چنانچه تبعیض بیش از این ادامه یابد و فاصله طبقاتی افزایش یابد، زنگ خطر جدی به صدا در خواهد آمد. بیخود نبود که آقای حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اخیرا گفت: «ضربه اصلی باید به فساد در درون حکومت وارد شده و اگر اشرافیت مذهبی در کشور شکل گرفته، باید از بین برود، نمی شود شعار مرگ بر آمریکا داد و فرزندانمان در آمریکا به تحصیل و خوش گذرانی بپردازند

این حرف هم مهم بود و هم اثرگذار و خوبست که مسئولین و به طور خاص اشرافیت مذهبی به خود آیند و این نصایح را به کار گیرند. نگارنده علیرغم اینکه مخالف طرز تفکر و نگاه آقای رحیم پور ازغدی است اما بلاشک با این نظر موافق است که ضربه اصلی را باید در درون کشور به این دستگاه فاسد وارد کرد وگرنه آب رفته را به سادگی نمی توان به جوی بازگرداند. درد فقر و درد نان را جدی بگیریم و اجازه فساد سازمانیافته و آقازادگی و اشراف زادگی مذهبی و غیرمذهبی به کسی ندهیم.وضعیت کنونی فاجعه ناک است و به مانند مردابی است که تک به تک مقامات را به کام خود کشیده است.

روی این مطلب کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here